طرف كازرون متوجه شد « 1 » ، و از آنجا به جانب كوه كيلويه . و آن سال در آن مواضع قشلامش كرد و به عزم ديدن قلعهء گل و گلاب كه از معظمات قلاع فارس است به ولايت رندان و ماهى رويان « 2 » رفت ، و سه روز در قلعهء مذكور به عيش مشغول شد و آن قلعه را به شروان شيخ براق كه از مخصوصان قديم او بوده و او و پدر و مادر او ياغى باستى سالها طريقه يك جهتى مسلوك داشته بودند و محل اعتماد كلى شده سپرد . شروان آن قلعه را به شيخ محمود ايرادى داد ؛ و تا غايت تحرير ، سنهء احدى و عشرين و ثمانماية آن قلعه به دست ايشان است و در آنجا تمكينى تمام يافته ، محصولات و منافع رندان « 3 » و ماهى رويان تصرّف مىنمايند و بدان واسطه در آن ولايت استقلالى تمام دارند ؛ و شاه منصور در آخر سال به دار الملك شيراز معاودت نمود .
هامش
( 1 ) اساس : كازرون رفت .
( 2 ) با : ماهى رويى .
( 3 ) اساس : زيدان .