پيشتر به ظاهر شيراز رسيد و در نواحى مزار متبرّك قدوة العارفين « 1 » شيخ مشرف الدّين مصلح « 2 » السّعدى الشّيرازى نزول كرد . سلاطين نزديك داريان فرود آمده بودند و از جانبين مقرّر بود كه در صحراى داريان التقاء فريقين باشد و به جهت جنگگاه « 3 » آن را اختيار كرده بودند . شاه منصور استعداد آن مىكرد كه به داريان رود . خبر رسيد كه ايشان به جانب گرمسيرات و شبانكاره روانه شدند و در اين مرحله صلاح بديدند « 4 » كه به مقاتلت « 5 » مشغول شوند . اين معنى سبب تفرّق لشكر شيراز شد .
چون شاه منصور را كيفيّت اين حال معلوم شد و تحقيق كرد كه ايشان از ولايت كربال بيرون رفتهاند ، هر چند مقصد ايشان به حقيقت نمىدانست ، با جماعت لشكريان عزيمت ولايت خفر « 6 » و مادوان « 7 » ساخت كه از آنجا خبر مخالفان تحقيق نموده بدانچه موافق وقت آمد به تقديم رسانند . از مشهورات اقاويل اهل فارس است كه جاماسب حكيم در ولايت خفر مدفون است و اگر صاحب شوكتى با طبل و علم از فراز « 8 » او مىگذرد البته نقصان و خللى به حال « 9 » او عايد مىشود . شاه منصور بدين سخن اعتماد « 10 » نكرده به خفر رفت و از آنجا عازم ولايت فسا « 11 » شد . چون به نواحى موضع زاهد كبير رسيد معلوم شد كه مخالفان از كربال « 12 » بيرون آمدهاند و در ولايت فسااند و هنوز به ميان ولايت گرمسير نرفتهاند . اتفاقا آن منزل از منازل ديگر دور تر بود و لشكريان به آهستگى مىآمدند . چون خبر ظهور مخالفان و اجتماع ايشان در فسا به جماعت لشكريان شيراز رسيد در راه توقّفى مىنمودند . [ در اين حال كه ] « 13 » اين خبر به شاه منصور رسيد ، با او « 14 » پنجاه سوار زيادتر نبودند . امّا شب نزديك بود . در اين شب هر دو قوم نزديك يكديگر بودند . از جانب سلاطين ثلاثة ملتمسات مفتوح داشتند مشتمل بر آنكه چند بلوك از شيراز به سلطان ابو اسحاق و سلطان محمّد پسر سلطان احمد مبذول شود و من بعد شاه منصور قصد
هامش
( 1 ) با : قدوة العالمين .
( 2 ) مل : شرف الدّين مصلح الدّين .
( 3 ) مل : جنگاه .
( 4 ) با ، گ ، مل : در آن ديدند .
( 5 ) اساس : معاملت .
( 6 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 7 ) با ، گ ، مل ، مو : بالا و ان .
( 8 ) گ ، مل : قرار .
( 9 ) اساس : خيال .
( 10 ) با : التفات .
( 11 ) همه نسخهها چنين است تا اينجا همه جا بسا ( پسا ) ضبط شده بود .
( 12 ) اساس : كرمان .
( 13 ) با ، گ ، مل : چون .
( 14 ) اساس : با شاه منصور .