ذكر گرفتار شدن سلطان زين العابدين و ميل كشيدن او « 1 » و ساير قضايا « 2 »
در مفتتح شهور سنهء ثلاث و تسعين و سبعمأية شاه منصور با اسباب موفور بر عزم تسخير اصفهان متوجّه آن طرف شد . چون به حدود اصفهان رسيد ، اصول و كلانتران جهت محافظت مزروعات و ارتفاعات خود به لشكر شاه منصور ملحق مىشدند و او هر يك را به قدر حال رعايتى مىكرد و وعدهاى مىداد . چون به ظاهر « 3 » اصفهان رسيد آثار اختلاف در ميان مردم اصفهان ظاهر شد و خواجه عضد كه پيشتر در واقعهء كشش « 4 » اصفهان بيرون رفته و چند سال در لرستان گذرانيده به شاه منصور ملحق شد و به رعايت و تربيت مخصوص گشت . روز ديگر اكابر و اشراف اصفهان به يك بار پيش شاه منصور آمدند و سلطان زين العابدين اصفهان باز گذاشته به جانب كاشان رفت . امير مجد الدّين مظفّر [ در شهر ماند . لشكريان شاه منصور كه پيشتر به شهر در رفتند امير مجد الدّين مظفّر ] « 5 » را بگرفتند و شاه منصور ميان مسجد جمعهء اصفهان فرود آمد . مقدّمان و سرداران آنجا به دستبوس او مىرسيدند و امير مجد الدّين مظفّر را فرمود كه استمالت نامه به سلطان زين العابدين نويسد « 6 » و او را از جانب شاه منصور متسلّى و ايمن گرداند .
بنوشت و بفرستاد ، فامّا مقبول نيفتاد . شاه منصور حكومت اصفهان به امير على پسر محمد زين الدّين داد و به جانب كاشان نهضت نمود و سلطان زين العابدين از آنجا به جانب به جانب رى رفت . در كاشان امير مجد الدّين مظفّر را به قتل آوردند .
شاه منصور بعد از استخلاص كاشان به جانب قم متوجّه شد و قلعهء ماصرم كه از قلاع محكم آن ولايت بود به كوتوال آنجا كه خواجه اصيل الدّين قمى نصب كرده بود سپرد و
هامش
( 1 ) گ ، مل ندارند .
( 2 ) گ ، مل : و ساير قضايايى كه در آن ايّام دست داد . با : و ساير قضاياى او .
( 3 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 4 ) مل : كشتن . بقيه نسخهها مانند متن .
( 5 ) اين عبارت را با ، مل ندارند .
( 6 ) گ ، مل : بنويسد .