دار و گير به دو رسيد معارف و سرداران لشكر كرمان همچون شوارد امثال متفرّق شدند و سلاطين كه در ميمنه و ميسره بودند چون برين منوال ديدند ، مجال اقامت نيافتند و هر يك خايب و خاسر « 1 » روى به ولايت خود نهادند . چندانكه بعد از آن ايشان را ملاقات با يكديگر نشد . « 2 » اموال و غنايم بسيار از نفوذ و اجناس و اقمشه و امتعه و مراب و اسلحه به دست شاه منصور و اتباع او افتاد . جماعتى از اصول لشكريان اصفهان و كرمان كه مشار اليه آن دو « 3 » مملكت بودند در جنگ دستگير شدند . شاه منصور ايشان را چند روز محبوس و مقيّد داشت . بعد از آن هر يك را « 4 » به قدر حال « 5 » رعايت رعايت كرده اجازت انصراف به ولايت خود داد . و اين فتح موجب ازدياد مواد كامكارى و مزيد شوكت و اقتدار شاه منصور شد . وقع او در نفوس ، عظم « 6 » او در عيون « 7 » يكى هزار « 8 » گشت .
بعد از انهزام آن لشكر ، شاه منصور از ولايت فسا به جانب گرمسيرات توجه نمود و امير مظفّر الدّين سلغر رشيدى « 9 » كه از عزايم امراء فارس بود [ و خواجه شكرى و ] « 10 » خواجه شاهين « 11 » كه از مخصوصان شاه شجاع بودند « 12 » ، و بعضى [ كه در زمان ظهور ] « 13 » لشكر كرمان و اصفهان از ايشان « 14 » آثار بىاخلاصى مشاهده كرده بود ، يا در روز جنگ در كوشش تهاونى « 15 » بگرفت و مقيّد كرده به شيراز فرستاد و خود به ولايت لار نهضت نمود .
امراء لار در آن زمان با سلطان احمد و سلطان زين العابدين ابواب مكاتبات مفتوح داشته بودند و ايشان بودند و ايشان را بر توجّه به گرمسيرات تحريض و ترغيب نموده . شاه منصور به عزم انتقام بدان ديار رفت . و حصانت « 16 » قلاع و مساكن ايشان و از آن جمله نيست كه تسخير آن به محاصره و مقاتلت در تصوّر آيد . مزروعات ايشان بچرانيده و درختهاى خرما را قلع و قطع كرد و از آنجا به گرمسيرات شيراز رفت و از راه فيروز آباد به
هامش
( 1 ) با : خاسب .
( 2 ) اساس : شد .
( 3 ) با : او در .
( 4 ) گ ندارد .
( 5 ) مل : فراخور حال .
( 6 ) با : عزم .
( 7 ) با : عيان .
( 8 ) با : يكى در هزار .
( 9 ) اساس : بىنقطه .
( 10 ) اين عبارت را گ ، مل ، با ندارند .
( 11 ) با ، گ ، مل : شاهى .
( 12 ) با : بود . گ : بودهاند .
( 13 ) اين عبارت را با ، گ ، مل ندارند .
( 14 ) با : كه از ايشان .
( 15 ) با : در روز جنگ تهاون .
( 16 ) اساس : حصايت .