تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
طالع كه در آن زمان مساعدت مىكرد ، ظهور اين سقط به دو روز بعد از ميل كشيدن سلطان زين العابدين بود ؛ كه اگر سلطان زين العابدين را ميل نكشيده بودى در اين وهلت كه او را اين حال عارض شد ظن غالب آن « 1 » بود كه امر « 2 » سلطنت او به يكباره واهى و متلاشى مىگشت و آن انتظام به انفصام مىپيوست ، و الحكم للّه الكبير المتعال . بعد از نزول به اصفهان متوجّه ابرقوه شد و از آنجا به راه بوانات و دارابجرد به گرمسيرات رفت و آن سال [ در آن نواحى ] « 3 » قشلامشى كرد . و در شهور سنهء اربع و تسعين و سبعمأية شاه منصور عزيمت يزد و كرمان كرد . « 4 » پيش از توجه او شاه يحيى را معلوم شده بود و در ضبط و استحكام يزد آنچه مقدور كوشش بود به ظهور مىرسانيد . و والدهء ايشان در اصلاح ذات البين كوشيده متعاقب ، صحايف اوراق به انواع نصايح و التماسات منقوش و مردم داشته مىفرستاد . شاه منصور « 5 » بدان التفات نكرد و از راه ابرقوه به موضع « 6 » تفت نزول كرد و از آنجا به ظاهر يزد كشيد . غلّات بسيار از ابرقوه و ولايت شيراز و اصفهان به موجب فرموده او به معسكرش نقل مىكردند و روز به روز آثار قوّت و استيلاء او واضح بود . و از جانب اصفهان نيز « 7 » تمام لشكريان با اصول و سرداران برسيدند « 8 » و ظاهر يزد محل اجتماع و مظهر مخالفت و نزاع گشت و خرابى و تفرقه بسيار به احوال رعايا و سكان آن ديار رسيد . و كوكى كه از امرا شاه منصور و به مزيد مرتبت مخصوص بود . در حوالى دربند چهار منار به زخم تير دستگير اجل شد . چون زمان توقّف متمادى شد ، با وجود حصانت و استحكام شهربند يزد ، تصوّر تسخير آن به جنگ و جدال امرى محال « 9 » مىنمود ، به وساطت « 10 » والده ميان ايشان قاعدهء مصالحت ممهّد شد . بعد از تقديم شروط و بذل ملتمسات از طرفين ميان برادران بر پشت اسب « 11 » اتّفاق ملاقات افتاد . بعد از آنكه از هر دو جانب جماعتى به
هامش
( 1 ) با : او . ( 2 ) با خوانده نشد . اساس ، گ : مرا بر . ( 3 ) با ندارد . ( 4 ) با : يزد كرد و كرمان . ( 5 ) با : شاه يحيى . ( 6 ) گ ، مل : منزل . ( 7 ) با : به موجب فرموده نيز . ( 8 ) اساس : ترسيدند . ( 9 ) مل : امر محال . ( 10 ) با : واسطت . ( 11 ) با ندارد .