به كوشش بزرگى نيايد به جاى * مگر بخت نيكش بود رهنماى
به ترتيب « 1 » مقدّمات استعداد مشغول گشته به اتّفاق و مساعدت امير سلغر « 2 » شاه تركمان كه خواهر زادهء امير شيخ ابو اسحاق بود لشكرى از هر جنس به نواحى دارابجرد جمع كردند . چون شاه شجاع بر اين حال اطلاع يافت زمان شدّت سورت تموز و هنگام غلواى گرماى تابستان بود و هنگام شنا « 3 » در آن ناحيت . چون تابستان گذرد ، بعضى از خواص شاه شجاع معروض گردانيدند كه عزيمت در توقف مىبايد داشت تا سورت حرارت گرما كمتر شود . ملتمس ايشان به اجابت و اسعاف نپيوست ، فى الحال كوچ كرده متوجه دارابجرد شد . چون آن جماعت از توجه او آگاه گشتند « 4 » على الرسم اظهار شوكت و تجلّدى كردند . چون مسافت بين العسكرين متقارب گشت به جويى بزرگ رسيدند . « 5 » ظاهرا مجال عبور نمىنمود . تحصّن جستند . شاه شجاع چون به كنارهء آب رسيد ، دليران سپاه را « 6 » از گذشتن آب متفكّر يافت ، با معدودى چند از كماة ، لشكر پارهء آتش خوى را در جوى راند . باقى بهادران « 7 » چون آن جلادت مشاهده كردند از عقب « 8 » بر آب زدند . در حال نايرهء قتال اشتعال يافت و لهيب « 9 » جدال افروخته گشت . بعد از جهد و كوشش بسيار عماد الدّين محمود و سلغرشاه هزيمت را غنيمت دانستند . جمعى كثير از اركان دولت امير شيخ در قيد اسار « 10 » آمدند و جمعى غفير از اعيان ايشان در ربقهء خسار گرفتار گشتند . « 11 » بعد از اين فتح شاه شجاع به شيراز معاودت نمود و قلاعى كه در اطراف و نواحى فارس بود به تدريج يك يك مسخّر گشت ، بيت :
به هر قلعه كو كرد پيغام خويش * كليد در قلعه بردند پيش
هامش
( 1 ) اساس : تربيت .
( 2 ) اساس : سال غر .
( 3 ) همه نسخهها : شنا . تصحيح قياسى است .
( 4 ) با : از توجه او برگشتند . گ : از توجه او گشتند .
( 5 ) فقط در اساس .
( 6 ) با ندارد .
( 7 ) فقط در اساس .
( 8 ) با : از عقب ايشان .
( 9 ) همه نسخهها جز اساس : نهيب .
( 10 ) همه نسخهها چنين است .
( 11 ) با : خسار گرفتند .