تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ملك اشرف همين سبيل . در اين كار تأملى فرمايند » « 1 » . شاه شجاع به قوّت تأييد كردگار و بازوى كامكار آيت « و من يتوكّل على اللّه فهو حسبه » خوانده روى به شهر آورد . چون به در شهر رسيد بىتوقّف به دروازهء اصطخر در راند و چون تقدير كه « 2 » بىمعاونت تدبير به امضاء امور نهضت كند ، التفات به مظاهرت « 3 » و معاونت ديگرى نفرمود . همان زمان آى تيمور كه از وفود آن جمره و سفود آن شعله بود به زخم پيكان بيجان گشت و ديگر اعوان و انصار او هر يك به جانبى متوارى و منهزم گشتند . حضرت شاه شجاع چون دشمنان مقهور و اعادى مسكور و اولياء منصور ديد روى به دار السّلطنه آورد تا اندك استراحتى يابد . همان لحظه خبر رسيد كه در « 4 » دروازهء كازرون همچنان نايرهء جدال مشتعل است . گروهى بيشمار از لشكر شول با عوام و اوباش آنجا اتفاق كرده‌اند و شمشير خلاف از نيام بر آورده . فى الحال سوار شده « 5 » متوجه آن طرف گشت . فى الجمله بعد از سعى و كوشش بسيار طايفه‌اى بيشمار از آن قوم كه اين فتنه انگيخته بودند هلاك گشتند و بقيّه السّيف در دام اسارت « 6 » گرفتار شدند . بعد از اطفاء نايرهء جدال حكم كرد تا اسيران مغول را جملگى به تيغ گذرانيدند چنان كه از كشتها پشتها گردانيدند . « 7 » چون آى تيمور را اين قضيه واقع شد و شكست بر لشكر شولستان افتاد ، بار ديگر اتباع و اشياع امير شيخ جمع گشته عماد الدّين محمود كرمانى كه از « 8 » اركان دولت امير جلال الدّين شيخ ابو اسحاق ، به وفور شهامت مستثنى « 9 » و از اعيال اقبال او به فرط جلادت ممتاز بود خواست تا مبانى دولت ويران شده را به دعايم « 10 » تدبير « 11 » استوار گردانيده و قواعد كار و بار از « 12 » هم ريخته را به معمارى سعى و اجتهاد « 13 » مستحكم كند . امّا ، بيت « 14 » :
هامش
( 1 ) با : فرمود . ( 2 ) با : بود . ( 3 ) با : ظاهرت . ( 4 ) با ندارد . ( 5 ) اساس ، گ ، مل : گشته . ( 6 ) گ ، مل : اسار . ( 7 ) همه نسخه‌ها جز اساس : ساختند . ( 8 ) اساس ندارد . ( 9 ) اساس ندارد . ( 10 ) گ : ويران شده راند عالم . مل ندارد . ( 11 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 12 ) با ندارد . ( 13 ) اساس خوانده نشد . گ : معمارى و سعى اجتهاد . مل : معمارى و سعى و اجتهاد . ( 14 ) با : مصراع .