ملك اشرف همين سبيل . در اين كار تأملى فرمايند » « 1 » .
شاه شجاع به قوّت تأييد كردگار و بازوى كامكار آيت « و من يتوكّل على اللّه فهو حسبه » خوانده روى به شهر آورد . چون به در شهر رسيد بىتوقّف به دروازهء اصطخر در راند و چون تقدير كه « 2 » بىمعاونت تدبير به امضاء امور نهضت كند ، التفات به مظاهرت « 3 » و معاونت ديگرى نفرمود . همان زمان آى تيمور كه از وفود آن جمره و سفود آن شعله بود به زخم پيكان بيجان گشت و ديگر اعوان و انصار او هر يك به جانبى متوارى و منهزم گشتند . حضرت شاه شجاع چون دشمنان مقهور و اعادى مسكور و اولياء منصور ديد روى به دار السّلطنه آورد تا اندك استراحتى يابد . همان لحظه خبر رسيد كه در « 4 » دروازهء كازرون همچنان نايرهء جدال مشتعل است . گروهى بيشمار از لشكر شول با عوام و اوباش آنجا اتفاق كردهاند و شمشير خلاف از نيام بر آورده . فى الحال سوار شده « 5 » متوجه آن طرف گشت . فى الجمله بعد از سعى و كوشش بسيار طايفهاى بيشمار از آن قوم كه اين فتنه انگيخته بودند هلاك گشتند و بقيّه السّيف در دام اسارت « 6 » گرفتار شدند . بعد از اطفاء نايرهء جدال حكم كرد تا اسيران مغول را جملگى به تيغ گذرانيدند چنان كه از كشتها پشتها گردانيدند . « 7 » چون آى تيمور را اين قضيه واقع شد و شكست بر لشكر شولستان افتاد ، بار ديگر اتباع و اشياع امير شيخ جمع گشته عماد الدّين محمود كرمانى كه از « 8 » اركان دولت امير جلال الدّين شيخ ابو اسحاق ، به وفور شهامت مستثنى « 9 » و از اعيال اقبال او به فرط جلادت ممتاز بود خواست تا مبانى دولت ويران شده را به دعايم « 10 » تدبير « 11 » استوار گردانيده و قواعد كار و بار از « 12 » هم ريخته را به معمارى سعى و اجتهاد « 13 » مستحكم كند . امّا ، بيت « 14 » :
هامش
( 1 ) با : فرمود .
( 2 ) با : بود .
( 3 ) با : ظاهرت .
( 4 ) با ندارد .
( 5 ) اساس ، گ ، مل : گشته .
( 6 ) گ ، مل : اسار .
( 7 ) همه نسخهها جز اساس : ساختند .
( 8 ) اساس ندارد .
( 9 ) اساس ندارد .
( 10 ) گ : ويران شده راند عالم . مل ندارد .
( 11 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 12 ) با ندارد .
( 13 ) اساس خوانده نشد . گ : معمارى و سعى اجتهاد . مل : معمارى و سعى و اجتهاد .
( 14 ) با : مصراع .