ذكر تسخير ممالك « 1 » فارس به دست امير محمّد مظفّر
در شهور سنهء اربع و خمسين « 2 » و سبعماية امير محمّد مظفّر لشكرى به فارس كشيد و شيراز را محاصره كرد . بعد از آن كه هفت ماه محاصره برداشت و اهل شهر به تنگ آمدند و عاجز شدند ، جمعى از كلويان امير محمّد مظفّر را به شهر در « 3 » آوردند و امير جمال الدّين شيخ ابو اسحاق از دروازهء ديگر بيرون رفت . اين حال در اواخر شوال سنه اربع و خمسين و سبعماية بود . امير شيخ پناه به شولستان « 4 » برد و از آنجا به قلعهء سفيد رفت و از امير شيخ حسن « 5 » استمداد نمود . امير شيخ حسن از بغداد امير آق بوقا را با دو هزار سوار پيش امير شيخ فرستاد و ديگر از لشكر شول و لران « 6 » آن مقدار كه توانست جمع كرد باز روى به شيراز آورد . چون امير مبارز الدّين محمّد از اين حال آگاه شد شاه شجاع را با عساكرى كه مهيّا بود « 7 » به دفع ايشان فرستاد . چون بين الفريقين مسافت نزديك شد ، قبل از آنكه ملاقات شود امير شيخ و بغداديان منهزم گشته « 8 » ، امير شيخ عنان حرمان به جانب اصفهان معطوف گردانيد و لشكر بغداد « العود احمد » برخواندند . شاه شجاع دامن قلعهء سفيد را مخيّم اقبال ساخت . چون ديد كه تسخير آن حالا دست نمىدهد جمعى از لشكريان را به محاصرهء آن باز داشته به دار الملك شيراز مراجعت نمود . چون به شيراز رسيد پدرش مملكت كرمان را « 9 » به دو ارزانى فرموده متوجه آن صوب شد . امير محمّد مظفّر شيراز را به شاه سلطان سپرد و خود متوجه اصفهان شد . [ و مكتوبى به شاه شجاع نبشت كه او نيز متوجه اصفهان شود ] . « 10 » شاه شجاع لشكرهاى كرمان جمع كرده به موضع كوشك زر بيدر « 11 » رسيد . خبر يافتند آى تيمور كه از امراى بو اسحاقى بود در
هامش
( 1 ) اساس ندارد .
( 2 ) با : خمس و اربعين .
( 3 ) با ندارد .
( 4 ) اساس در اينجا و همه جا : سولستان .
( 5 ) اساس : حسين .
( 6 ) اساس : لوره . با : لر .
( 7 ) همه نسخهها جز اساس : بودند .
( 8 ) همه نسخهها جز اساس : شدند .
( 9 ) با ، گ ، مو ندارند .
( 10 ) اين عبارت را با ندارد .
( 11 ) مل : بيدر . بقيه نسخهها : زر بيدر .