گردانيدند و مال به عهدهء ملك شمس الدّين محمّد مالكى « 1 » كرد و ارباب بلوكات جواب متوجّهات ضمانى با او مىگفتند و داروغه و باشقاقان « 2 » و اميرى كه حاكم ولايت بود در مال مداخله « 3 » نمىكردند . « 4 » و در مدت فرصتى كه اين اعمال بزرگ تعلّق به دو گرفت ، پايمال يلان « 5 » و دستخوش ناخوشان « 6 » شد و تمامت اندوختهها را بر باد داد . و از جمله آثار وى فتح آبادست در مصلّى شيراز .
و از حوادث آن ايام هجوم « 7 » لشكر « 8 » تكودار « 9 » ست كه ايشان را قراوناس « 10 » خوانند . يك كرت در اواخر شهور سنهء سبع و سبعين و ستماية نواحى شيراز را غارت كردند و ممالك را خراب گردانيدند « 11 » و به خراسان « 12 » مراجعت نمودند . « 13 » كرت ديگر در اوايل سنهء ثمانين و ستمأية تمامت گرمسيرات فارس را زير و زبر كردند و شيراز در آن « 14 » ايام به غايت خرابى رسيد . « 15 » چنان كه در آخر دولت اباقا خان باز سوغونچاق از براى تحقيق محاسبات و دفع جور جايران و ظلم ظالمان به فارس فرستادند . و او « 16 » اميرى عادل و زيرك بود . به فرط كياست و به يمن اصابت رأى ، استطاع امور و استرقاع « 17 » حساب جمهور « 18 » آغاز نهاد . و چون از اطراف ممالك و انحاء « 19 » اعمال استخصار رعايا و استكشاف خبايا « 20 » فرمود ، ارباب دهقنت و اصحاب « 21 » مسكنت « 22 » كه سالها در زير طواحين تكاليف نرم گشته و به انواع بليّات و زوايد مظالمات و قسمات معذّب و معاقب بود شنيدند « 23 » كه امير سوغونجاق آمده است تا داد مظلومان و انصاف ظالمان بدهد و بستاند ، از ضعف حال و جور جايران فرياد و نفير به ملك اثير رسانيدند و بر حكام و ملوك زبان دراز شدند و در « 24 » سفاهت و تشنيع ، غلوّ و مبالغه آغاز كردند ، و جماعت
هامش
( 1 ) اساس : ملك شمال مالكى .
( 2 ) اساس ، با ، گ : باسقاقان . مل بدون نقطه .
( 3 ) اساس ، با ، گ : مدخل .
( 4 ) با ، گ ، مل : نمىكرد .
( 5 ) با ، گ ، مل : پايمالان .
( 6 ) با ندارد .
( 7 ) مل ندارد .
( 8 ) با ندارد .
( 9 ) گ ، مل : نكودار .
( 10 ) اساس : قراوياس .
( 11 ) اساس : گردانيد .
( 12 ) اساس خوانده نشد .
( 13 ) اساس : نمود .
( 14 ) اساس ندارد .
( 15 ) مل ندارد .
( 16 ) با ندارد .
( 17 ) مل : استفراغ .
( 18 ) با ، مل : جمهور را .
( 19 ) با ، گ ، مل : انجار .
( 20 ) با ، گ ، مل بدون نقطه .
( 21 ) با : ارباب .
( 22 ) با : مكنت .
( 23 ) با ندارد .
( 24 ) با : بر .