ذكر حكومت امرا در بلاد فارس
چون حكومت اتابكان در فارس بدين مرتبه رسيد كه ذكر كرده شد ، بعد از آن هر چند گاه اميرى را به حكومت آن ديار از پيش پادشاهان چنگيزخانى « 1 » مقرّر مىكردند . به فرمان اباقا خان « 2 » ، انكياتو « 3 » به حكومت شيراز رفت در شهور سنهء سبع و ستين و ستماية . و انكياتو « 4 » تركى بود با ذكا و فطنت و كياست و سياست مصلحت « 5 » . ولايت دارى و ملكت آرايى پيش گرفت و به اندك زمانى اطلاع و استطلاع بر « 6 » كماهى سود و زيان مملكت معلوم كرده ، هر كس را منصبى مناسب تعيين فرمود و در يرغو سخن از موى باريكتر پرسيدى و در تقرير عاقلانه موى شكافتى تا اموال موفور و اعمال معمور گردانيد و دست متغلّبان و مستأكله كوتاه كرد . جمعى كه از او مستشعر بودند گريخته به حضرت اباقا خان رفتند و عرضه داشتند كه انكياتو « 7 » در شيراز به اضاعت مال و تخريب « 8 » ممالك مشغول است و هوس تملّك « 9 » سلطنت در دماغ متمكّن گردانيده . و زرى كه در آن ايّام در شيراز زده بودند ، انكياتو فرموده بود تا علامتى بر آن كرده بودند . « 10 » غرض او آنكه از زرهايى كه پيشتر زده بودند متميّز باشد . اين معنى را يك جزو تقرير كردهاند كه او در زير نام پادشاه به خط ختايى علامتى نقش فرموده است . تصديق قول خود را از آن زر بنمودند و ورقى كه بر جمع او پرداخته بودند كه از دار الملك و اعمال خاصهء او و متعلّقان چه تصرّف نمودهاند و چه « 11 » مقدار اخراجات بىوجه « 12 » انداخته « 13 » عرض رفت ؛ چنان كه از قيراط تا قنطار و از قطره تا « 14 » بحار در سلك « لا يغادر صغيرة و لا كبيرة الّا احصيها »
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : پادشاه چنگيزخان .
( 2 ) با : اباقان .
( 3 ) با ، گ : انكيانو .
( 4 ) اساس ، با ، گ : انكيانو .
( 5 ) فقط در اساس .
( 6 ) فقط در مل .
( 7 ) با ، گ ، مل ، اساس : انكيانو .
( 8 ) اساس : تجريب .
( 9 ) اساس : بملك .
( 10 ) مل : بود .
( 11 ) مل : و چه وجه .
( 12 ) اساس ، با : بىاندازه .
( 13 ) اساس ، با ندارند .
( 14 ) اساس : با .