انبوران و باشت « 1 » قوطا « 2 »
اين مواضع همه متصل نوبنجان « 3 » است . انبوران « 4 » شهركى است كه از آنجا چند كس از اهل فضل بر « 5 » خاستهاند . « 6 » هواى آن معتدل است و آب روان دارد ( امّا گرم و ناخوش باشد ) . « 7 » باشت « 8 » قوطا ناحيتى است كوهستان سردسير .
جنبد ملغان « 9 »
شهركى است كوچك و ناحيتى « 10 » با آن محدود . « 11 » هواى آن گرمسير است و آب روان دارد و ميوها باشد و مشمومها . و قلعهء جنبد « 12 » از جمله قلاع حصين است معروف ، و هواى قلعه خنك « 13 » است چنان كه غلّه را « 14 » نيك دارد و مصنعهاى « 15 » نيكو باشد از نهر « 16 » آب .
تير « 17 » مردان و جويكان « 18 »
اين هر دو موضع نواحى است و ديههاى بزرگ دارد « 19 » و هيچ شهر نيست و خرّاره « 20 » و دودمان و ديه گوز از جملهء آن است و اين نواحى در ميان شكستها و نشيب و فرازهاى خاكى و سنگين است بر مثال خرقان ، امّا آنجا دشوارتر و درشتتر است « 21 » هواى آن سردسير خوش است و در جمله نواحى آن درخت است . انواع ميوها به تخصيص درخت جوز چندان است كه آن را حدّى نباشد ؛ و به شيراز و ديگر اعمال ، جوز از آنجا برند ، و همچنين عسل بسيار باشد . و جمله پشتهاى نشيب و فراز آن ولايت غلّه بكارند .
هامش
( 1 ) اساس ، گ ، مل : با شب .
( 2 ) مل : و قوطا .
( 3 ) اساس ، گ : نوبيجان . مل : تو بيجان . با : نوهنجان . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى .
( 4 ) با ، گ ، مل : اهوران .
( 5 ) هيچيك از نسخهها ندارند .
( 6 ) گ ، مل : خواستهاند .
( 7 ) اساس ، گ ، مل ندارند .
( 8 ) اساس ، گ بىنقطه . مل : با شب .
( 9 ) با ، مل : بىنقطه .
( 10 ) با : ناحيتى است .
( 11 ) اساس : با محدود .
( 12 ) مل : حينيد .
( 13 ) با ، گ ، مل : سرد .
( 14 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 15 ) با ، گ ، مل خوانده نشد .
( 16 ) اساس ، با : بهر .
( 17 ) اساس : تبر . گ : ببر .
( 18 ) اساس : جوركان . گ ، مل : جوبكان .
( 19 ) فقط در مل .
( 20 ) همه نسخهها : خواره . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى .
( 21 ) با ، مل : دشوارتر است و درشتتر .