است چنان كه آفتاب بر زمين نيفتد و ميوها باشد نيكو از همه انواع . و اگر كسى از اول آن دره تا آخر آن برود ، آفتاب به روى نيفتد . سال تا سال « 1 » بر سر آن دو كوه كه « 2 » اين دره در آن ميان است برف باشد . و در حق آن موضع گفتهاند : محاسن الدّنيا اربعة : غوطة دمشق و سغد سمرقند و شعب بوان « و مرغ شيدان . « 3 » معنى آن است كه از آرايشها و نيكوئيها مواضع دنيا چهار است : غوطهء دمشق و سغد سمرقند [ و شعب بوان ] . « 4 » و عوض « 5 » مرغزار شيدان در مواضع ديگر نهر ابله است و در بصره ذكر آن گذاشت . اين عبارت « 6 » در اين كتاب به چند موضع ذكر كرده آمد . « 7 » امّا هر يك ضرورت بود به محل خود . « 8 » و بيرون اين دره چند نواحى ديگر از توابع آن است هم سهلى و هم جبلى و هم نيكو و پر نعمت ، شرح مجموع نتوان داد كه سخن دراز شود . از جملهء آن رود حبر « 9 » است ، پر نعمت و آبهاى روان . و قلعه سفيد يك فرسنگى « 10 » نوبنجان است و صفت آن در ذكر قلاع فارس يا كرده آيد « 11 » إن شاء اللّه وحده . شعب بوان و مجموع اعمال نوبنجان كوهستان است و مردم آنجا متميّز باشند و به صلاح نزديك . [ و گويند بالاى دره شعب بوان قلعه آن است « 12 » كه اين دره از آنجا بتوان ديد و گفتهاند هر كه از آن قلعه درين دره نگرد هر چند محزون باشد حزنش نماند ] « 13 » .
سيسخت « 14 »
ناحيتى است سردسير « 15 » به غايت « 16 » و آبهاى روان و مجاور صرام و بازرنگ « 17 » دارد .
هامش
( 1 ) اساس : تا به سال .
( 2 ) با ندارد .
( 3 ) گ ، مل : مرغزار شيدان .
( 4 ) گ ، مل ندارند .
( 5 ) اساس ، با ندارند .
( 6 ) در همه نسخهها پيش از اين كلمه آمده است : شعب بوان و مرغزار شيدان .
( 7 ) با ، گ : شد . مل : ذكر آن گذشت .
( 8 ) همه نسخهها جز مل : او .
( 9 ) اين كلمه در همه نسخهها چنين خوانده مىشود .
( 10 ) با ، گ ، مل : فرسنگ .
( 11 ) اساس : كردهاند .
( 12 ) با ، گ ، مل : قلعهاى است .
( 13 ) اين عبارت در با ، گ ، مل در ذيل عنوان پائين آمده است .
( 14 ) در همه نسخهها چنين است . ابن البلخى سيمتخت . مستوفى ، نزهة القلوب : سيتخت ، سيمسخت .
( 15 ) با ، گ ، مل : ناحيتى سردسير است .
( 16 ) فقط در اساس .
( 17 ) اساس ، گ ، مل خوانده نشد . با : با رنگ . تصحيح قياسى است .