تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

بلاد شابور

ميان فارس و خوزستان است ، نواحى خراب . گويند در قديم معمور بوده است . گرمسير معتدل است و آبهاى روان دارد .

خلار

ديهى است بزرگ كه سنگ آسيا آنجا كنند و اكثر ولايت فارس ، سنگ آسيا « 1 » از آنجا برند . و عجب آن است كه همه فارس به سنگ آسياى اين ديه دست « 2 » آس كنند « 3 » و چون ايشان را غلّه آس بايد كرد ، به ديهى ديگر روند به آسيا كردن . از بهر آنكه آنجا آب روان نيست و چشمه‌اى آب كوچك دارند چندانكه خوردن را باشد . و هيچ غلّه و ميوه و دخلى ديگر نباشد و جز سنگ آسيا ندارند « 4 » و معيشت ايشان از آن باشد .

زيز « 5 » و كوه كيلويه « 6 »

اين كوهستانى است ، نواحى بسيار دارد و حومهء آن زيز « 7 » است و هواى آن سرد سير است . آب روان بسيار و ديه‌ها داشته است . « 8 » امّا در روزگار فترت « 9 » و استيلاى ملحدان خراب گشته . « 10 » درختستان و ميوه بسيار دارد و نواحى آن به « 11 » سميرم نزديك است و نخجيرگاه « 12 » است .

خمايجان « 13 » و ديه على « 14 »

دو ناحيت است . حومهء آن مسجد جامع و منبر دارد . هواى آن سرد سير « 15 » است و
هامش
( 1 ) با ندارد . ( 2 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 3 ) مل ندارد . ( 4 ) با : و هيچ دخلى ديگر جز غلّه و ميوه و سنگ آسيا ندارند . ( 5 ) مو ، مل : زير . با : زبر . گ : زبر . در بعضى مواضع نسخه‌ها ريز خوانده مىشود . اكنون نيز اين منطقه ريز نام دارد . ( 6 ) اساس ، با ، گ : كوكيلويه . ( 7 ) اساس : ريز . بقيه نسخه‌ها : زير . نك بالاتر . ( 8 ) با ، گ ، مل : داشته است نيكو . ( 9 ) با ، گ ، مل : فترات . ( 10 ) با ، گ ، مل : گشته است . ( 11 ) هيچ نسخه‌اى ندارد . تصحيح قياسى است . ( 12 ) گ ، مل : نخجيرگاهى . ( 13 ) گ : خمابحان . مل بدون نقطه . ( 14 ) با : اعلى . ( 15 ) با : گرمسير و سردسير .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 136 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى