بلاد شابور
ميان فارس و خوزستان است ، نواحى خراب . گويند در قديم معمور بوده است .
گرمسير معتدل است و آبهاى روان دارد .
خلار
ديهى است بزرگ كه سنگ آسيا آنجا كنند و اكثر ولايت فارس ، سنگ آسيا « 1 » از آنجا برند . و عجب آن است كه همه فارس به سنگ آسياى اين ديه دست « 2 » آس كنند « 3 » و چون ايشان را غلّه آس بايد كرد ، به ديهى ديگر روند به آسيا كردن . از بهر آنكه آنجا آب روان نيست و چشمهاى آب كوچك دارند چندانكه خوردن را باشد . و هيچ غلّه و ميوه و دخلى ديگر نباشد و جز سنگ آسيا ندارند « 4 » و معيشت ايشان از آن باشد .
زيز « 5 » و كوه كيلويه « 6 »
اين كوهستانى است ، نواحى بسيار دارد و حومهء آن زيز « 7 » است و هواى آن سرد سير است . آب روان بسيار و ديهها داشته است . « 8 » امّا در روزگار فترت « 9 » و استيلاى ملحدان خراب گشته . « 10 » درختستان و ميوه بسيار دارد و نواحى آن به « 11 » سميرم نزديك است و نخجيرگاه « 12 » است .
خمايجان « 13 » و ديه على « 14 »
دو ناحيت است . حومهء آن مسجد جامع و منبر دارد . هواى آن سرد سير « 15 » است و
هامش
( 1 ) با ندارد .
( 2 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 3 ) مل ندارد .
( 4 ) با : و هيچ دخلى ديگر جز غلّه و ميوه و سنگ آسيا ندارند .
( 5 ) مو ، مل : زير . با : زبر . گ : زبر . در بعضى مواضع نسخهها ريز خوانده مىشود . اكنون نيز اين منطقه ريز نام دارد .
( 6 ) اساس ، با ، گ : كوكيلويه .
( 7 ) اساس : ريز . بقيه نسخهها : زير . نك بالاتر .
( 8 ) با ، گ ، مل : داشته است نيكو .
( 9 ) با ، گ ، مل : فترات .
( 10 ) با ، گ ، مل : گشته است .
( 11 ) هيچ نسخهاى ندارد . تصحيح قياسى است .
( 12 ) گ ، مل : نخجيرگاهى .
( 13 ) گ : خمابحان . مل بدون نقطه .
( 14 ) با : اعلى .
( 15 ) با : گرمسير و سردسير .