با ريش جعد « 1 » و تاجى بر سر نهاده و اندام و چهار دست و پاى او همچون گاو ، و دنبال او نيز همچون دنبال گاو . و صورت جمشيد را كندهاند : مردى قوى هيكل كشيده ريش نيكو روى جعد موى . و در بعضى جايها صورت او چنان است كه روى در آفتاب دارد . به دست عصايى گرفته است و به يك دست مجمره دارد و بخور مىسوزد و آفتاب را مىپرستد . و بر بعضى جايها صورت او « 2 » كرده است كه به دست چپ گردن شيرى يا گورى يا كرگدنى به دست گرفته است و به دست راست خنجرى كشيده در شكم آن شير يا كرگدن زده . و در آن كوه گرمابهاى است در سنگ خارا با حوضها « 3 » و پيوسته گرم باشد از جهت آب « 4 » گرم كه از [ ديوار و ] « 5 » سقف آن مىترابد . « 6 » و در اين كوه دخمهاى عظيم است كه عوام آن را زندان باد خوانند . و ستونها « 7 » هر ستونى به شكلى ديگر و نقشى ديگر .
ارتفاع آن ستونها آنچه حالا ظاهر است سى گز زياده باشد . همه مدور است و قطر او « 8 » دو گز زياده نيز « 9 » باشد و هر ستونى بدين عظمت ، سه سنگ يا چهار سنگ است كه بر زبر يكديگر نهادهاند . چنين گويند كه در قديم الايام بر بالاى اين ستونها [ سرايى بوده است . ( و حالا از آن « 10 » اثرى نيست فامّا تودههاى خاك و گل بر جاى است كه از بالاى ستونها ] « 11 » افتاده ، مردم روند و آن خاك بر دارند و بشويند و در ميان آن « 12 » توتياى هندى بابند كه داروى چشم را شايد و كس نداند كه آن چگونه در آن گل آميخته شده است « 13 » ) « 14 » ، و از آن جنس در آن كوههاى « 15 » نزديك نيست . و به غير اين ستونها كه او « 16 » را چهل منار مىخوانند ، در اين دامن كوه عمارت سنگين بسيار است و صور مختلف بر آن نقش كرده . از جمله آن دو ستون كه در پيش درگاه « 17 » بوده مربع است و از سنگ سفيد است مانند رخام . و در همهء فارس ( از آن سنگ هيچ جاى نيست و كس نداند كه از كجا آوردهاند . و آن سنگ جراحت را نيك باشد ، چنان كه پارهها بر مىدارند ، چون كسى را
هامش
( 1 ) اساس ، گ ، مل : با ريش و جعد .
( 2 ) اساس : آن .
( 3 ) مل : حوضهاى .
( 4 ) با ، گ ، مل : آبى .
( 5 ) با ندارد .
( 6 ) با : مىتراود .
( 7 ) با ، مل ، گ : آن ستونها .
( 8 ) با ، گ ، مل : آن .
( 9 ) با ، گ ندارند .
( 10 ) مل : از آن سرا .
( 11 ) اين عبارت را با ندارد .
( 12 ) با : او .
( 13 ) مل ندارد .
( 14 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 15 ) مل : كوهها .
( 16 ) مل : آن .
( 17 ) با : پيشگاه .