تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
و ركن جنوبى ، دريا است كه بر حدود كرمان است و سر حد آن نواحى هرمز است بر ساحل دريا . و صورت آن برين شكل است :

( صورت ديار فارس ) « 1 »

صفت كورتهاى فارس

ولايت فارس پنج كورت است . هر كورتى به پادشاهى كه بنياد آن كورت نهاده است و عمارت كرده باز خوانند ؛ و هر كورتى از اين پنج كورت چند شهر و نواحى دارد كه به آن باز خوانند ، چنان كه ياد كرده شود « 2 » إن شاء اللّه تعالى : كورت اصطخر ، كورت دارابجرد ، كورت اردشير خوره « 3 » ، كورت شاپور خوره « 4 » ، كورت قباد خوره . « 5 »

كورت اصطخر

اصل اين كورت اصطخر است و اصطخر اول شهرى است كه در فارس كرده‌اند و گويند « 6 » كيومرث بنا نهاده است . طول و عرض نواحى اين كوره پنجاه و پنج فرسنگ است . « 7 » حد اين كورت از يزد است تا هزار درخت در طول ، و در عرض از قهستان « 8 » تا نيريز . « 9 » شهرها و قصبات اين كورت آنچه مشهورتر است « 10 » ذكر كرده مىآيد بعون اللّه و توفيقه .
هامش
( 1 ) اين عبارت را اساس ندارد . پس از اين عنوان در نسخه‌ها قريب يك صفحه جاى نقشه فارس سفيد است . ( 2 ) با ، گ ، مل : آيد . ( 3 ) با : خورده . ( 4 ) با : خورده . ( 5 ) با : خورده . ( 6 ) با ندارد . ( 7 ) با : گيرند . گ : عرض نواحى اين كوره پنجاه و پنج فرسنگ گيرند . مل : پنجاه فرسنگ گيرند . ( 8 ) مل : قهان . ( 9 ) مل : تبريز . ( 10 ) اساس ، مل : مشهورست .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 107 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى