تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
اقليد نزديك است . زرد آلوى خوب دارد چنان كه ( خشك ) « 1 » گشته آن را به همه جا مى « 2 » برند . و اقليد و سرمق را حالا كليد و سورمه « 3 » خوانند .

يزد خواست

شورستان و آباده و ديگر قرا كه به آن صوب است همه سردسير است و غلّه بوم و ميوه كمتر دارد « 4 » و آب روان و چشمسار بود ، الّا شورستان كه آبش شور بود و هوايش به گرمى مايل . و اين قرى « 5 » بر شمالى كورهء اصطخر است .

كورد و كلّار

ديهى بزرگ است و ناحيت او « 6 » جملهء غلّه بوم است و هوايش سردسير است . [ منبع رود كر از آنجاست ] . « 7 »

اسفيدان « 8 » و قهستان

[ هم مانند كورد « 9 » و كلّار است ] « 10 » سردسير است و دو كوه بزرگ دارد و آنجا شگفتى عظيم است « 11 » چنان كه گويند از عجايب دنياست .

كام فيروز

ناحيتى است بر كنار رود كر . در « 12 » اين ناحيت بيشه‌اى عظيم « 13 » است و در آن بيشه درخت بلوط و زعرور و بيد « 14 » بسيار باشد و در آن بيشه شير بسيار باشد « 15 » و چنين گويند كه شيران آن بيشه به شرزگى و شيرى « 16 » و خيرگى از شيران ديگر زياده باشند « 17 » و هواى
هامش
( 1 ) فقط در مل . ( 2 ) همه نسخه‌ها جز مل : به جايى . ( 3 ) گ ، مل : سرمه . ( 4 ) گ ، مل : باشد . ( 5 ) اساس : قريه . ( 6 ) مل : آن . ( 7 ) اين عبارت را با ندارد . ( 8 ) مل : اسفند . ( 9 ) اساس : كورت . ( 10 ) اين عبارت را با ندارد . ( 11 ) با : دارد . ( 12 ) مل ندارد . ( 13 ) مل : بيشهء عظيمى . ( 14 ) با خوانده نشد . ( 15 ) با ، گ ، مل : و در آنجا شير بىنهايت است . ( 16 ) فقط در اساس . ( 17 ) با : باشد .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 112 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى