اقليد نزديك است . زرد آلوى خوب دارد چنان كه ( خشك ) « 1 » گشته آن را به همه جا مى « 2 » برند . و اقليد و سرمق را حالا كليد و سورمه « 3 » خوانند .
يزد خواست
شورستان و آباده و ديگر قرا كه به آن صوب است همه سردسير است و غلّه بوم و ميوه كمتر دارد « 4 » و آب روان و چشمسار بود ، الّا شورستان كه آبش شور بود و هوايش به گرمى مايل . و اين قرى « 5 » بر شمالى كورهء اصطخر است .
كورد و كلّار
ديهى بزرگ است و ناحيت او « 6 » جملهء غلّه بوم است و هوايش سردسير است . [ منبع رود كر از آنجاست ] . « 7 »
اسفيدان « 8 » و قهستان
[ هم مانند كورد « 9 » و كلّار است ] « 10 » سردسير است و دو كوه بزرگ دارد و آنجا شگفتى عظيم است « 11 » چنان كه گويند از عجايب دنياست .
كام فيروز
ناحيتى است بر كنار رود كر . در « 12 » اين ناحيت بيشهاى عظيم « 13 » است و در آن بيشه درخت بلوط و زعرور و بيد « 14 » بسيار باشد و در آن بيشه شير بسيار باشد « 15 » و چنين گويند كه شيران آن بيشه به شرزگى و شيرى « 16 » و خيرگى از شيران ديگر زياده باشند « 17 » و هواى
هامش
( 1 ) فقط در مل .
( 2 ) همه نسخهها جز مل : به جايى .
( 3 ) گ ، مل : سرمه .
( 4 ) گ ، مل : باشد .
( 5 ) اساس : قريه .
( 6 ) مل : آن .
( 7 ) اين عبارت را با ندارد .
( 8 ) مل : اسفند .
( 9 ) اساس : كورت .
( 10 ) اين عبارت را با ندارد .
( 11 ) با : دارد .
( 12 ) مل ندارد .
( 13 ) مل : بيشهء عظيمى .
( 14 ) با خوانده نشد .
( 15 ) با ، گ ، مل : و در آنجا شير بىنهايت است .
( 16 ) فقط در اساس .
( 17 ) با : باشد .