تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
كارها از حادثهء امير المؤمنين « 1 » عمر رضى اللّه عنه « 2 » تغيير يافته ، و ولايت بصره هنوز به ابو موسى اشعرى نسپرده بود . چون اين خبر به فارس رسيد ، مردم كورهء شابور و پسا « 3 » و كازرون و ديگر اعمال سر برآوردند و برادر شهرك را در بشاوور « 4 » بردند و تمرّد و عصيان نمودند و با لشكر اسلام جنگ كردند و لشكر اسلام بر ايشان غلبه كردند . چون غلبهء اسلاميان ديدند ، باز تن به صلح در « 5 » دادند و مالى ديگر خدمت بيت المال كردند و جزيه بر خويشتن گرفتند در سال بيست و پنجم از هجرت « 6 » . پس عثمان ولايت بصره به ابو موسى اشعرى داد . ابو موسى و عثمان ( بن ) « 7 » ابى « 8 » العاص به اتّفاق رفتند و فتح بشاوور « 9 » كردند در سال بيست و ششم از هجرت . بعد از آن امير المؤمنين « 10 » عثمان رضى اللّه عنه « 11 » ، عبد اللّه بن عامر بن « 12 » كريز « 13 » را امير گردانيد و او پس از ابو موسى اشعرى به فارس « 14 » آمد و قصد اصطخر كرد در سال بيست و هشتم از هجرت . و در آن ايّام ماهك « 15 » در اصطخر بود . رسل در ميان ايستادند « 16 » و بر صلح قرار دادند و عبد اللّه ( بن ) « 17 » عامر از آنجا به اعمال جور رفت و شهر جور را حصار مىداد . در ميانه خبر رسيد كه مردم اصطخر عهد بشكستند و عامل او را بكشتند . عبد اللّه بن عامر چندان توقّف نمود كه جور بستد در سال سىام « 18 » از هجرت و سوگند خورد كه چندان بكشد از مردم اصطخر كه جوى خون روان گرداند . « 19 » پس به اصطخر آمد . بعد از كشش و كوشش بسيار به جنگ و قهر و غلبه بستد و حكم كرد كه جمله « 20 » را به قتل آورند . چندانكه مىكشتند هيچ جا خون روان نمىشد . آب گرم آوردند و بر آن خونها مىريختند تا روان شد . عدد كشتگان [ كه به امير داده « 21 » بودند ] « 22 » به چهل هزار رسيد ، بيرون از مجهولان . و
هامش
( 1 ) فقط در اساس . ( 2 ) فقط در اساس . ( 3 ) مل : بساو . ( 4 ) مل : بشاور . ( 5 ) با ، گ ندارند . ( 6 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 7 ) اساس ، با ، گ ندارند . ( 8 ) با : ابو . ( 9 ) اساس : پساور . ( 10 ) فقط در اساس . ( 11 ) اساس : پساور . ( 12 ) فقط در اساس . ( 13 ) در همه نسخه‌ها تصيحف شده است . تصحيح قياسى است . ( 14 ) اساس : فاس . ( 15 ) گ ، مل : بابك . ( 16 ) همه نسخه‌ها جز با : ايستاد . ( 17 ) اساس ندارد . ( 18 ) اساس : سيم . ( 19 ) مل : كند . ( 20 ) با ، گ ، مل : مجموع . ( 21 ) در متن : كه به امير دار . تصحيح قياسى است . ( 22 ) اين عبارت را با ، گ ، مل ندارند .