تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
ابى العاص به كوره شابور خوره رفت . اصل اين كوره بشاوور « 1 » است . ديگر شهرها چون كازرون و جرّه « 2 » و نوبند جان « 3 » از اعمال آن است ، و در آن مواضع جنگهاى عظيم كردند . آخر به صلح بستدند بعد ما كه مردم بسيار تلف شدند و مال فراوان بدادند و جزيه قبول كردند . اين حال در سال شانزدهم بود از هجرت . بعضى گويند در سال بيست و دوم [ و اين اصحّ است و ] « 4 » عثمان بن ابى العاص و ابو موسى اشعرى به اتفاق برفتند و كورهء ارّجان را بگشادند ، و اين كورهء قباد خوره است . ديگر شهرها و اعمال كه با آن است جمله به صلح بستدند و مردم ولايت مالى بدادند و جزيه التزام نمودند در سال هژدهم از هجرت ، و به اتفاق به شيراز رفتند و ديگر « 5 » اعمال فارس . و در آن وقت شيراز ناحيتى بود همه حصارها استوار و هيچ شهرى نبود . جمله به صلح بستندند و با مردم آن نواحى شرط كردند كه هر كه آنجا مقام سازد جزيه و خراج بدهد ، و هر كه خواهد برود ، او را امان باشد كسى ايشان را برده « 6 » نگيرد و به مال ايشان طمع نكند . و اين حال در سال بيستم بود از هجرت . پس عثمان بن ابى العاص قصد كورهء دارابجرد كرد . و پسا و جهرم و فستجان « 7 » جمله از توابع اين كوره است و اصل همه دارابجرد بوده است . چون عثمان آنجا رفت ، يكى بود در آن كوره كه او را هربد « 8 » گفتندى . مردى عاقل « 9 » و زيرك بود . در حال عثمان بن ابى العاص را استقبال نمود و نگذاشت كه كسى جنگ كند و خلاف ورزد . هر چه عثمان گفت قبول كرد « 10 » و هر سال مبلغى به مال جزيه قبول كردند . عثمان او را كرامتها كرد و مال بستد . هر سال مبلغ دو هزار هزار « 11 » درم تقبّل نمودند و نقد به اضعاف اين بدادند . و عثمان هربد را هم بدان موضع بگذاشت و از آن اعمال بيرون آمد در سال بيست و سيوم از هجرت . بعد از آن نوبت خلافت امير المؤمنين « 12 » عثمان رضى اللّه عنه « 13 » رسيده بود و شكل
هامش
( 1 ) مل : بشاور . ابن البلخى : بشابور . ( 2 ) مل : جزيره . ( 3 ) اساس : نوببحان ( كذا ) با ، گ : نوبحان . مل : توننخان . تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى ، 115 . ( 4 ) فقط در اساس . ( 5 ) گ ، مل : ديگرى . ( 6 ) با : به راه . ( 7 ) اساس بىنقطه . گ ، مل : فنجان . ( 8 ) با : اهربد . ( 9 ) اساس : مرد عاعقل . ( 10 ) با : كردند . ( 11 ) با ندارد . ( 12 ) فقط در اساس . ( 13 ) فقط در اساس .