صولت ايشان شنيده بود . لشكرى عظيم جمع آورد و تا ريشهر « 1 » برفت به قصد عرب . و حكم بن ابى العاص از توّج « 2 » به قصد بيرون رفت و ميان هر دو لشكر جنگ در پيوست . و يكى بود از مقدّمان عرب ، نام « 3 » او سوار بن همام العبدى « 4 » ، مردى معروف و مبارز بود . اين سوار با شهرك « 5 » مرزبان برابر افتاد و نيزهاى بر شهرك زد و او را بكشت . چون سردار ايشان كشته شد ، لشكر فارس به هزيمت شدند و غنيمت بسيار به دست عربان افتاده ريشهر « 6 » ، ايشان را « 7 » مستخلص گشت .
چون خبر اين فتح « 8 » به امير المؤمنين « 9 » عمر رسيد شاد شد . نامه فرستاد سوى عثمان بن ابى العاص كه مغيره برادرش و با حفص را به عمان و بحرين رها كند و خويشتن به مدد اين لشكر به فارس رود . او بر موجب فرمان بيايد به توّج « 10 » و آنجا مقام كرد و پيوسته تاختن « 11 » به اعمال و بلاد فارس مىفرستاد . امير المؤمنين « 12 » عمر رضى اللّه عنه « 13 » نامه فرستاد سوى ابو موسى اشعرى به بصره كه مىبايد به « 14 » مدد عثمان بن ابى العاص شوى تا فارس گشاده شود . ابو موسى هر وقت [ از بصره ] « 15 » تاختن آوردى به اعمال فارس و غنيمت گرفتندى « 16 » و بازگشتى . و عثمان بن ابى العاص لشكرى را كه مقدّم ايشان هرمز بن حيّان « 17 » العبدى بود بفرستاد و حصارى بستند كه آن را سينيز « 18 » خوانند و اين سينيز « 19 » شهركى است نزديك ساحل دريا و در آنجا كتان بسيار باشد و از آنجا جامهء سينيزى « 20 » مىخيزد . و حصارى ديگر به قهر و غلبه بگرفتند كه آن را ستوح « 21 » گويند . پس عثمان بن
هامش
( 1 ) اساس : تا ز شهر . با : با به شهر . گ ، مل : باز به شهر . تصحيح قياسى است .
( 2 ) همه نسخهها : نوح .
( 3 ) فقط در اساس .
( 4 ) مل : او را سوار . . . گفتند .
( 5 ) گ : شرك .
( 6 ) با ، گ ، مل : شهر .
( 7 ) مل ندارد .
( 8 ) مل : چون خبر ايشان .
( 9 ) فقط در اساس .
( 10 ) اساس خوانده نشد . بقيه نسخهها : نوح . تصحيح قياسى است .
( 11 ) مل : به تاخت .
( 12 ) فقط در اساس .
( 13 ) فقط در اساس .
( 14 ) اساس : كه . گ ندارد .
( 15 ) مل ندارد .
( 16 ) مل : گرفتى .
( 17 ) اساس خوانده نشد . با : هرم بن حسان . گ : هرم بن حنان . مل : هرم بن خان ، تصحيح قياسى است . نك : ابن البلخى ، 114 .
( 18 ) اساس : سهر . با : اسير . گ ، مل : سير ، تصحيح قياسى است .
( 19 ) نك حاشيهء پيش .
( 20 ) اساس ، با ، گ : ستبرى . مل خوانده نشد . تصحيح قياسى است .
( 21 ) اساس : سوح . با ، گ ، مل : سبوح . تصحيح قياسى است .