باشد . و همچنين سنت مشايخ نيست كه در هركه آن كمال مشاهده نكنند او را از در برانند بلكه بسيار كس را تربيت كنند تا يكى به كمال رسد . و شيخ چون صيادى است كه دام نهد ، و لازم نيست كه همه شاهباز در دام او افتد ، و اگر بدست صياد بودى همه شاهباز بودى همه شاهباز گرفتى . اين سعادت از روزن تقدير مىتابد . و صيادگاه باشد كه مرغكى هست كه شاهين و چرغ « 1 » و باز به گرفتن او حريص باشند اول او را بگيرد ، و از گرفتن او مقصود نه آن مرغك است ، مقصود آنست كه بسبب آن مرغ ، شكارى در دام اندازد تا او را در دام بندد ، و چون شاهين او را بيند به قصد او آيد و در دام افتد .
ديگر فرمودند كه : من هرگز درويشان را كه نزد من آمدهاند تجريد نفرمودهام و نفرمايم . چه هرك را درد طلب باشد او خود داند كه هرچه او را از مطلوب باز دارد بايد انداخت ، و كسى كه كنار خود مار افعى بيند چه حاجت باشد كه او را گويند بينداز . اما اگر درد طلبش نبود و شيخ حكم تجريد كند و او به ظاهر تجريد كند اما چون محبوب خود را بيند و باطنش ميل به محبوب داشته باشد آن تجريد ظاهرى فايده زياده نكند .
ديگر فرمودند كه : درويشان مىبايد كه زود به سخنان و عبارات مزخرف فريفته نشوند و به هر كس اقتدا نكنند در دين ، و تا استقامت او بر سنت ندانند متابعت نكنند . چه هرچه هست شريعت است . فضائل و كمالات و ذكر تحقيقات معارف و حقايق حضرت شيخ علاء الدوله سرسره ما لا يعد و لا يحصى است ، اگر به نوشتن آن مشغول گرديم به طول انجامد ، و ليختم بالصلاة و السلام على محمد صلى الله عليه و آله و سلم خير الانام .
هامش
( 1 ) - چرغ : مرغى است شكارى از جنس سياه چشم و عربى آن صقر است .
( برهان قاطع )