تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمخانه وحدت ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
طعام به غارت مىخورند و نفس ميل كند تا حصهء هم‌كاسه بخورد و زيادت و بهتر بخورد « 1 » . و اين‌چنين طعام خوردن را حضرت رسول خداى ( ص ) حرام گفته است ، و ما درويشان را از حرام خوردن باز مىداريم كه قسم هريك جدا مىدهيم ، نه مخالفت سنت مىكنيم . اگر كسى را قوت ايثار باشد چه بهتر از موافقت باشد . و همچنين در اقباليه مذكور است كه نوبهء در خدمت حضرت شيخ قدس سره در خوف و رجا سخنى برآمد فرمودند كه : هرگز پيش از مرگ اضطرار خوف از بندگان حق تعالى تمام برنخيزد . يكى از درويشان سؤال كرد كه
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
چون باشد ؟ فرمود كه : معنى آن اين نيست كه خوف حق از بندگان برخيزد بلكه هركه نزديكتر ، خوف او بيشتر . در معنى اين آيه آنچه اصحاب ظاهرند گفته‌اند كه : « لا خوف عليهم و لا هم يحزنون فى الآخرة لا فى الدنيا » ايشان اهل تحقيق‌اند مىگويند كه : از اوليا خوف مستقبل و حزن ماضى مىرود و برمىخيزد تا همه حال گردند . يعنى اوليا را بر آنچه بگذشت يعنى از دنياوى و آنچه خلق را بحزن آرد و حال ايشان مشوش كند ، حزن نباشد . و در مستقبل آنچه بلاى دنياوى و ظلم ظالم يا رنج نفسى يا زيان مالى از آنچه خلق را تشويش دهد و حال برايشان منغص كند ايمن‌اند . پس معنى اين باشد كه : « لا خوف عليهم بما يستقبل و لا هم يحزنون بما مضى . » پس اولياء را ماضى و مستقبل و حال در سه نفس است ، يكى در ماضى كه بگذشت هرچند حسرت برند بر تقصيرى كه در آن نفس در آن طاعت كرده باشند اما محزون نگردند بر چيزى از دنيا كه از ايشان كم شود . دوم مستقبل كه نيامده است هرچند از خوف خاتمت و حكم ازل ترسان باشند اما ايمن باشند از مشغولى با آنكه فردا چه خورند و چه پوشند يا بلايى از طرفى خواهد رسيد چگونه دفع كنند . پس چون از اين دو
هامش
( 1 ) - همين امر مؤيد تغيير روش والاى تصوف از آغاز يعنى قرن دوم و سوم هجرى ( زمان سلطان العارفين با يزيد بسطامى ) تا اين عصر مىباشد .