بيش ازين در صحبت ما نتوانى بود . و على دوستى « 1 » پيش او حاضر بود لقمهء در دهان او نهاد و دووى ديگر تا سه لقمه معين كردم كه هرروزى مىخورد تا به مكه رسيديم ، بعد از آن در مكهء شريف گفتم :
اكنون همچنانكه ديگر درويشان مىخورند بخور . بخورد و از آن ورطه خلاصى يافت .
و همچنين در رساله اقباليه مذكور است كه : حضرت شيخ قدس سره احوال طبقات بنى نوع انسانى را به اين نوع تعريف فرمودهاند و تحقيق كرده ، و تحقيق و دريافت آن اهل سلوك را در كار است ، فرمودهاند كه : مردمان ازين چند طبقه خالى نيستند ، بعضى آنند كه نرفتند و نديدند و ندانستند و اين قوم بيگانگانند كه ابدالآباد در عذاب جهل خواهند بود . و قومى ديگر رفتند و ديدند و دانستند و اين قوم يگانگانند يعنى انبيا و أوصيا و اولياى كامل مكمل كه ايشان ابدالآباد بىتحير در نعيم وصال ذو الجلال خواهند بود . و قومى ديگر نرفتند و نديدند ، اما مطابق بنور الهى دانستند و اين مجتهدان محق باشند كه بعد از كشف غطا ايشان نيز ابدالا باد به تشريف وصال مشرف باشند بىتحير . و قومى ديگر نرفتند و ندانستند اما ديدند ، و ايشان مجذوبان غير سالكند ، ايشان نيز ابدالآباد شراب وصل نوشند اما در كشف غطاشان هم تحير باشد و واصلان غير مكمل باشند ، ايشان نيز ابدالآباد در نعيم وصال باشند . و قومى ديگر برفتند اما نديدند و ايشان سالكان غير مجذوبند ، ايشان نيز در نعيم مقيم باشند ، اما در كشف غطا متحير شوند . و بعضى گفته كه :
درجهء ايشان كه نرفتند و نديدند و دانستند عالىتر از آن مقام است كه رفتند و ديدند و ندانستند ، بسبب آنكه در كشف غطا ايشان كه دانستند از تحير ايمناند اگرچه نديدهاند چون دانستهء خود را مشاهده كنند هيچ تحير نباشد ، و آن قوم كه ديدند و ندانستند شايد
هامش
( 1 ) - منظور تقى الدين على دوستى سمنانى مريد ممتاز شيخ علاء الدوله سمنانى است .