15 . ماهيت از آن جهت كه خودش ، خودش است چيزى ديگرى نيست .
در حمل يك محمول بر موضوع ( ماهيت ) ، دو لحاظ ممكن است : 1 . حمل اولى ذاتى .
2 . حمل شايع صناعى . حمل اولى ، مانند الانسان حيوان ناطق و حمل شايع ، مانند الانسان موجود .
هنگام لحاظ ماهيت مىتوان وجود و عدم را از آن سلب كرد و مشكل ارتفاع نقيضين پديد نمىآيد . چون ارتفاع نقيضين در هر مرتبهاى محال نيست . بلكه تنها در مرتبهء وجود ذهنى و يا خارجى محال است .
مرحوم آخوند در بحث دلالت صيغهء امر بر مرّه و تكرار ، علاوه بر مرّه و تكرار دو بحث ديگر نيز مطرح است : 1 . مرّه و تكرار ، همان دفعه و دفعات است يا فرد و افراد .
2 . آيا امر به طبيعت تعلّق مىگيرد يا به فرد ؟
در نظر مرحوم آخوند ، امر به ماهيت تعلّق نمىگيرد بلكه به وجود طبيعت در خارج تعلّق مىگيرد . و ثانياً مراد از فرد و افراد در بحث مرّة و تكرار ، وجود واحد و وجودات متعدّد است . و خصوصيات فرديه از بحث بيگانهاند . با اين بيان روشن شد كه اجتماع امر و نهى نيز محال نيست چرا كه امر و نهى به طبيعت تعلّق گرفته است نه فرد .
مرحوم امام ، متعلّق اوامر را طبيعت لا به شرط مىداند و لازمهء امر به طبيعت ، وجود است و با اين بيان ، اجتماع امر و نهى نيز ممكن مىشود .
16 . دو شىء متضايف در قوّه و عدم و وجود ، همانند يكديگرند .
اين قاعده عقلى است كه يكى از دو متضايف اگر موجود بود ديگرى نيز بايد موجود باشد . در بحث مقدّمهء واجب ، مقدّمه به متقدّم ، مقارن و متأخّر تقسيم مىشود .
در مقدّمهء متأخر اشكال شده كه چگونه مقدّمه ، متأخّر شده است .
مرحوم آخوند با نسبت تضايف اشكال را رفع كردهاند . مثلًا در مستحاضه ، غسل