صورتى كه مرحوم آخوند قضيهء متيقّنه و مشكوكه را متعدّد مىداند . در قسم دوم از آن جا كه فرد را استصحاب نمىكنيم بلكه كلّى و طبيعت را استصحاب مىكنيم ، استصحاب جارى است امّا در قسم سوم استصحاب جارى نيست . در حالى كه مرحوم امام با ديد عرفى ، استصحاب را در هر دو قسم ، جارى مىدانند .
14 . كلّ ، همان أجزاء به شرط اجتماع است .
در فلسفه بحث است كه آيا كلّ ، وجودى جداى از وجود اجزاء خود دارد يا خير ؟
ملاصدرا در پاسخ فرموده است : وجود كلّ ، عينى وجود اجزاء است .
بر بيان ملاصدرا اشكال شده كه چنانكه وجود كلّى عين وجود اجزاء باشد ، چگونه جزء بر كل مقدّم خواهد بود ؟ و ثانياً تقدّم جزء بر كلّ ، مستلزم تقدّم الشىء على نفسه است .
در دفع اين شبهه گفتهاند : اعتبار اجزاء چهار گونه است . 1 . اعتبار فرد فردى اجزاء .
2 . اعتبار مجموع اجزاء به شرط اجتماع . 3 . اعتبار مجموع اجزاء به شرط اجتماع 4 . اعتبار اجزاء در حال اجتماع ، بدون آن كه قيد اجتماع ، وصف يا شطر آن أجزاء باشد .
با اين بيان روشن مىشود كه تقدّم اجزاء بر كلّ ، تقدّم بالأسر است .
در علم اصول بحثى دربارهء مقدّمهء داخلى و خارجى است . مقدّمهء داخلى همان اجزاءند و مقدّمهء خارجى مانند وضو براى نماز است .
دربارهء مقدّمهء داخلى اين پرسش مطرح است كه چگونه اجزاء مىتوانند مقدّمه باشند ؟
مرحوم آخوند پاسخ داده كه تغاير ميان ذى المقدّمه و مقدّمه ، اعتبارى است و نه حقيقى . و با لحاظ و اعتبار لا به شرط و به شرط شىء ، اختلاف دارند .
مرحوم امام ، مركّبات را به حقيقيه و غير حقيقيه تقسيم مىكنند . حقيقيه نيز به دو قسم مركّبات تحليليه عقليه و مركّبات تحليليه خارجيه تقسيم مىشود . مركّبات حقيقيه ، عنوان مقدّميت ندارند و عنوان مقدّميت تنها در مركّبات غير حقيقيه ( صناعيه و اعتباريه ) جارى است .