تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
نگاهى به وضعيت افراد خويش ندارد . مانند « النّار حارّ » . البته اين پاسخ چاره‌گر همهء خطابات نيست . از نظر ايشان خطاباتى كه با حرف نداء آغاز شده است را بايد مانند خطابات كتبى دانست كه به عنوان مثال با عبارت « فاعلملوا اخوانى » آغاز مىشود . و بدين‌گونه همهء افراد را در بر مىگيرد .

13 . كلّى طبيعى ، در خارج با تعدّد افراد متعدّد مىشود .

كلّى طبيعى ، همان ماهيت است به اعتبار لا به شرط مقسمى . فلاسفه قائل به وجود كلّى طبيعى در خارج‌اند امّا متكلّمان بر آنند كه افراد كلى در خارج موجودند ، نه خود كلى . فلاسفه قائلند كه كلّى طبيعى در ضمن افرادش در خارج موجود است و افراد كلى واسطه در عروض‌اند . هم‌چنين كلّى طبيعى به تعدّد افراد ، متعدّد مىشود . در ضمن ، به وجود يك فرد ، كلّى طبيعى موجود مىشود و با معدوم شدن همهء افراد ، كلّى منعدم مىشود . در بحث اصول آمده است كه آيا صيغهء نهى دلالت بر تكرار دارد ، يا خير ؟ مرحوم آخوند بر آن است كه صيغهء نهى هم‌چون امر هيچ دلالتى بر يك بار و تكرار ندارد . اما فرقى عقلى ميان آن دو است . در امر ، با ايجاد يك فرد ، امتثال تحقّق مىيابد . امّا در نهى بايد همهء افراد معدوم شوند تا نهى محقّق شود . مرحوم امام ، جواب مرحوم آخوند را بر مبناى ايشان در كلّى طبيعى تمام نمىداند . و معتقد است كه با انعدام هر فرد ، آن كلّى طبيعى از بين رفته است . ايشان اختلاف ميان امر و نهى را يك نظر عرفى و عقلايى مىداند و نه عقلى و فلسفى و بر اساس نظر عرفى ، در امر با يك فرد ، طبيعت ايجاد مىشود و در نهى بايد همهء افراد معدوم شوند . همين اختلاف ، در مسئلهء استصحاب كلّى قسم دوم و سوم نيز جارى است . مرحوم امام با وحدت عرفى دو قضيهء متيقّن و مشكوك مسئله را حلّ مىكند ، در