آن معلوم است ، در حالى كه شهيد صدر معتقد است كه كلّى طبيعى طبق نظر رجل همدانى را در كاربردهاى كلى طبيعى در علم اصول ، همهء فلاسفه حتى ابن سينا نيز قبول دارند . يعنى فلاسفه نبايد معناى فلسفى كلّى طبيعى را داخل در علم اصول نمايند .
سومين فصل اين بخش را به شبهه عبائيه مرحوم سيّد اسماعيل صدر اختصاص داده است . پس از توضيح اين شبهه كه در اين بخش از علم اصول معروف و مشهور هم هست ، نظر اعلام اربعه را پيرامون ملاقى با احد طرفى العلم الاجمالى كه قائل به عدم لزوم اجتناب از ملاقى با احد طرفى العلم الاجمالى هستند ، توضيح داده است .
دليل قول شيخ ، جريان اصالة الطهارة در طرفين علم اجمالى به نجاست است . مرحوم آخوند نيز نظر شيخ را تأييد نموده ، ولى حضرت امام بر خلاف شيخ ، اصل برائت عقليه را در طرفين علم اجمالى به نجاست جارى مىداند كه در نتيجه آن اصالة الطهارة بدون تعارض جارى مىشود .
بعد از طرح اين شبهه ، به طرح مسئلهء تطبيق اين شبهه بر استصحاب كلّى قسم دوم پرداخته و نظرات اعلام اربعه را مطرح كرده است . در اين جا شهيد صدر ، نخست محدودهء شبهه را بيان و سپس دو صورت براى شبهه عبائيه تصوّر كرده است و براى عدم جريان شبهه عبائيه در هر دو صورت ، استدلال مفصّلى را آورده است .
در ادامه نيز پاسخ حضرت ، پاسخ دادهاند ، امام و شهيد صدر را كه هر دو با استدلال به اصل مثبِت نقل كرده است يعنى وارد بحث استصحاب فرد مردّد شده و از اين طريق و به وسيلهء اصل مثبِت ، عدم جريان آن را اثبات نمودهاند . نكته قابل توجّه ديگر در اين جا اين است كه گرچه هر دوى اين بزرگواران در پاسخ به شبهه عبائيه به يك نتيجه رسيدهاند ، لكن در راه رسيدن به اين نتيجه ، هر كدام طريق خاص خود را رفتهاند . لذا نگارنده در اين قسمت به مقايسهء پاسخ شهيد صدر و امام در شبهه عبائيه مبادرت نموده است .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٨٥