سپس به بيان موضوع ترتّب اثر بر جامع و كلّى در استصحاب كلّى پرداخته است .
در اين مورد نيز ابتدا با بيان شهيد صدر شروع كرده كه توضيح تفاوت بين استصحاب فرد و استصحاب كلّى است . سپس نظر امام را در اين رابطه نقل مىكند كه امام نخست رأى رجل همدانى را نقد و بررسى نموده و سپس به عنوان تفسير دوم از معناى كلّى ، نظر محقّق عراقى را ايراد و سپس به آن پاسخ داده است . و در نهايت مقايسهاى بين تفسير حضرت امام با تفسير شهيد صدر را از معناى عبارت محقّق عراقى ارائه نموده است .
در اين قسمت ، پس از وضوح اقوال در مسئله وارد اصل مطلب شده و با يك سؤال اساسى بحث را آغاز كرده كه آيا كلّى طبيعى به نحو كلّيت ، داراى وجود جداگانه مستقل است يا خير ؟ براى پاسخ به اين سؤال ، ابتدا معناى چند اصطلاح را از كتاب المعجم الاصولى بيان كرده ، و چهار تفسير از كلّى طبيعى را توضيح داده است . و سپس وارد بحث از كلّى عقلى و كلّى منطقى شد و لا به شرط قسمى و لا به شرط مقسمى و فرق بين اين دو را به تناسب شرح داده است . در پايان هم تفسيرى ابتكارى شهيد صدر از معناى كلّى طبيعى در اصول فقه را نقل و بعد از بيان ادلّهء شهيد صدر ، نقد حضرت امام بر تفسير ابتكارى شهيد صدر از معناى كلّى را توضيح داده است .
مطلب بعدى كه در اين بخش نگارنده مطرح كرده و در بارهء آن بحث نموده ، اقسام استصحاب كلّى است . نخست شيوهء طرح اقسام استصحاب كلّى از منظر اعلام اربعه را بدين صورت بيان مىكند كه شهيد صدر شك در بقاء كلّى را به حسب تقسيم منطقى ، چهار قسم كند . پس از توضيح سخنان شهيد صدر كه به طور مفصل و با مثال ذكر كرده ، تقسيم ديگرى را از امام ، و شيخ انصارى و محقّق خراسانى ذكر مىكند كه استصحاب كلّى را به سه قسم تقسيم مىكنند و يك قسم را داخل در قسم سوم مىدانند .
بخش چهارم رساله ، در رابطه با قسم اوّل از استصحاب كلّى است . در اين رابطه
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٨٢