و اصطلاحات مورد استفاده به چشم مىخورد . وى نخست معناى « كلّى » را در فلسفه ، عرفان ، منطق و اصول فقه توضيح داده و به اين نتيجه رسيده است كه با بررسى آراى علماى منطق ، فلسفه و اصول ، به اين نتيجه مىرسيم كه معناى كلّى در بين همهء آنها به يك معناست .
در فصل دوم هم نگاهى اجمالى به ادلّهء حجّيت استصحاب از منظر اعلام اربعه دارد . نخست بحث خود را در مورد ادلّهء استصحاب شروع نموده و سپس به طول خلاصه آراى اين اعلام را در رابطه با ادلّهء مورد استناد در حجّيت استصحاب توضيح داده است . وى بر اين عقيده است كه همگى اين اعلام اصل استصحاب را به واسطهء اخبار ، حجّت مىدانند و مىشود از اين اتّفاق به دست آورد كه استصحاب كلّى نيز نزد اين اعلام حجّت است . به دنبال اين بحث خلاصهاى از بحث شهيد صدر و محقّق خراسانى در حجّيت استصحاب ارائه و براى تكميل بحث نيز اشارهاى به نقطه نظر شيخ انصارى و امام راحل نموده است .
سومين فصل اين بخش ، اختصاص به تقسيمات مستصحب دارد . در اين تقسيم ، اشاره به تقسيم مستصحب به كلّى و جزيى مىكند و سپس هر كدام را تعريف نموده و تفاوت ميان مستصحب كلّى و مستصحب جزيى را در استصحاب كلّى شرح داده است .
در چهارمين فصل هم به بيان مراد از « كلّى » در بحث از استصحاب كلّى پرداخته است و ضمن بيان اعلام اربعه در اين رابطه بر اين باور است كه مستفاد از عبارات ايشان اين است كه نوع كلّى مهم نيست ، بلكه معيار اين است كه كلّى داراى اثر باشد . از مثالهاى آورده شده در كتابهاى آنان معلوم مىشود كه هر نوع كلّى كه داراى اثر باشد امكان حضور در استصحاب كلّى را دارد .
بخش سوم رساله را به بررسى استصحاب كلى اختصاص داده است . نخست نسبت بين استصحاب كلّى و استصحاب در شبهات كلّيه حكميه و موضوعيه را همراه با شبهات و پاسخ به آنها ، مطرح و نظرات شهيد صدر و امام را در بارهء آن آورده است .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 481
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٨١