ريشهء اصلى ديدگاههاى مختلف و آراى متفاوت اعلام اربعه ، منجر به پيرايش زوائد و اصول محالگرا به جاى اصول تفصيلگرا خواهد شد .
طبق اين پاياننامه امام عقيدهاش بر پذيرش نظر عرف در جريان استصحاب كلّى است ؛ زيرا ايشان در تعريف كلّى طبيعى همان تعريف فلسفى را مدّ نظر داشته كه منجر به بروز اشكال در جريان برخى موارد از استصحاب كلّى مىشود كه راهحل ايشان اين است كه ملاك عمل ، عرف نه دقّت فلسفى و عقلى .
امّا شهيد صدر بر اين عقيده است كه ابن سينا و فلاسفه در اصول فقه تعريف فلسفى خود را در كلّى طبيعى ، ملاك عمل قرار نمىدهند ، لذا ايشان ضمن موافقت با آراى فلاسفه در وجود كلّى طبيعى ، نظر ابتكارى و اختصاصى در مورد جايگاه و تعريف كلّى طبيعى در اصول فقه دارند .
وى ثمرهء اختلاف اين دو قول را اينگونه بيان كرده كه على رغم تشابه قابل توجّه نظرات شهيد صدر با امام ، صدر نيازى به تمسّك به عرف جهت حلّ اشكال جريان استصحابات كلّى نديدهاند ؛ زيرا ايشان از ابتدا وجود كلّى طبيعى را عرفى تعريف كردهاند نه فلسفى .
در مورد نظر شيخ انصارى و محقّق خراسانى هم مىنويسد : اين دو بزرگوار نيز به وجود كلّى طبيعى در ضمن افرادش تصريح كردهاند .
اين رساله ، از هفت بخش اصلى با فصلهايى فرعى تأليف شده كه در بخش اوّل با عنوان مقدّمه ، سعى نگارنده بر توضيح و تبيين موضوع مورد بحث در رساله بوده است ، و با توجّه به نقش شيخ انصارى به عنوان مؤسّس اصول فقه جديد و همچنين محقّق خراسانى به عنوان مهذّب اصول فقه جديد ، و امام راحل و شهيد صدر كه اجتهاد و فقاهت يكى از ويژگىهاى بارز آن بزرگواران بوده است ، به گونهاى كه عدم شناخت مكتب اصولى و فقهى آنان مستلزم عدم شناخت انديشهء سياسى و اجتماعى آنان بود ، بدين منظور بررسى مشرب و مكتب اصول اين اعلام اربعه به همراه بررسى
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٧٩