در اين مقدار دلالت ضرر ، ترديدى نيست ، امّا بايد توجّه داشت كه ضرر چنان توسعه ندارد كه عدم النفع را نيز در بر گيرد . به عبارت ديگر در ضرر بايد يك صفت كمال موجود باشد و اين صفت توسّط شخصى از بين برود . برآيند اين سخن آن است كه رابطهء ضرر و نفع ، رابطهء تضاد است نه رابطهء عدم و ملكه .
اكنون بايد به واژهء « ضرار » پرداخت و اين كه ضرار و ضرر هممعنىاند يا معناى متفاوتى دارند ؟ شيخ انصارى رحمه الله بر آن است كه ضرر ، اسم مصدر ، و نقصى است كه از يك نفر به ديگرى رسيده است ، امّا در ضرار كه مصدر باب مفاعله است ، دو طرفى و مقابله به مثل است .
آخوند خراسانى رحمه الله مدّعى است كه هر چند ضرار از باب مفاعله است و نوعاً در موارد رابطهء طرفينى به كار مىرود ، امّا در حديث لا ضرر شواهدى هست كه نشان مىدهد ضرار تأكيد همان ضرر است و معناى متفاوتى ندارد . از جملهء اين شواهد ، داستان سمره است كه در اين واقعه تنها سمره ضرر زننده بود و مرد انصارى هيچ ضررى را به سمره وارد نساخت . همچنين ابن اثير در نهايهاش ضرر و ضرار را در اين حديث ، به يك معنا گرفته است . در آيهء شريفهء « لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها » نيز تنها در ضرر مادر به فرزند به كار رفته است . امام خمينى ميان ضرر و ضرار فرق نهاده و فرموده :
غالب استعمالات ضرر و مشتقات آن ، مالى و نفسى است ولى كاربرد ضرار و مشتقات آن در معناى تضييق ، اهمال ، حرج و كلفت است .
ايشان با استشهاد به داستان مسجد ضرار فرمودهاند : در مسجد ضرار ، سخن از ضرر مالى و جانى نبود بلكه منافقان مىخواستند ابوعامر را در مسجد مستقر سازند تا عقايد مسلمانان را مشوّش سازند و آنان را به تفرقه ، نفاق و مكروه روحى گرفتار سازند . پس ضرار به معناى زيان معنوى ، مشقّت روحى و تضييق و افساد است .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٦٦