از دوران رونق مجدّد علم اصول و شكست مكتب اخبارىگرى توسّط عالمان شيعه خبر مىدهد ، و مهمترين تأليفات در اصول فقه را مربوط به اين برهه دانسته و معرّفى مىكند .
در توضيح دورهء هفتم هم كه دوران اوج كمال اصول فقه بود و با ظهور شيخ انصارى آغاز شد ، مىنويسد : « شيخ با يك واسطه از شاگردان وحيد بهبهانى است و به واسطهء عمق و تهذيبى كه شيخ در علم اصول داشت تمام علماى بعد از وى از اين عمق مباحث و دقت نظر او الگو گرفتند و ابتكارات بديع او را در اصول محور بحثهاى تخصّصى حوزههاى علميه قرار دادند » .
البته در بارهء علم اصول ، كلامى را نقل مىكند كه گويا از زمان صاحب معالم تا زمان ما سه دوره در علم اصول به وجود آمده است : دورهء كندى و توقّف ، دورهء بسط و تقدّم ، دورهء تحرير و تلخيص . نگارنده پس از توضيح اين مقدّمات در باب علم اصول و تاريخ پيدايش و تطوّر آن ، به معرّفى مرحوم آخوند پرداخته و ضمن نگاهى به تاريخ زندگانى مرحوم آخوند ، بيان تحصيلات و معرّفى استادان و شاگردان و تآليف و آثار علمى و شخصيت علمى آخوند و همچنين فعاليتهاى سياسى آخوند و شخصيت معنوى و اخلاقى وى به بيان فعاليتهاى اجتماعى آخوند پرداخته كه از زمرهء اين فعاليتها احداث سه مدرسه در نجف اشرف و تأسيس چهار مجلّه جهت گسترش آگاهى سياسى و فرهنگى و مساعدت مالى و معنوى آخوند است . سپس به معرّفى محقّق نائينى پرداخته و شخصيت علمى او و تربيتيافتگان و آثار بازماندهء از وى را مورد بررسى قرار داده است .
نگارنده پس از بيان اين مقدّمات وارد اصل بحث شده و به تفصيل چهارده فصل مورد نظر را كه در مقدّمه به آن اشاره كرده بود مفصّلًا مورد بحث و بررسى قرار داده است .
در فصل اوّل با عنوان اختلاف در حقيقى يا لفظى بودن تعريف عام و عموم ،
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٥١