در بحث تاريخ علم اصول ، نگارنده پايهريزى اين علم را در احاديث ائمّهء اطهار عليهم السلام مىداند كه اين دوره ، از زمان پيامبر اسلام شروع و تا پايان غيبت صغرى ادامه مىيابد . در اين دوره ، بسيارى از قواعد علم اصول به صورت حديث و روايت از طرف ائمه به شاگردانشان تعليم مىگرديد و در مواردى به صورت رسالهء مستقلى تأليف مىگرديد ، لكن به علّت عدم نياز شديد به اجتهاد و به تبع آن كاربرد اصول ، اين علم مثل دورههاى بعد مورد توجّه اصوليان اماميه قرار نگرفت .
وى در بارهء دومين دورهء تحوّل علم اصولى نيز مىنويسد : « اين دوره ، از آغاز غيبت كبرا شروع و تا سال 460 ه كه وفات مرحوم شيخ طوسى است ادامه مىيابد . و آن چه اين دوره را از دورهء قبل و بعد آن متمايز مىگرداند ، يكى رونق و كمال اين علم است و ديگرى استقلال آن . و نكتهء مهم اين است كه از آغاز اين دوره ، ما شاهد شيوهء محدّثانى هستيم كه از حدود ظواهر روايات تجاوز نمىكنند » .
در نظر نگارنده ، دورهء سوم و چهارم ، دوران ركود در علم اصول و فقه شيعه و دوران بازيابى مجدّد كمال و استيلاى اصول بود كه در طى اين دو دوره كتابهاى فراوانى در علم اصول نوشته شد كه نگارنده به نوزده كتاب از مهمترين آنها اشاره مىكند .
مبحث ديگر ، پنجمين دورهء از تطوّر علم اصول دورهء رواج اخبارىگرى و ضعف علم اصول است ، اين دوره ، از اوايل قرن يازدهم شيوع يافت و تا مدّتها حوزههاى مهم علمى را تحت تسلّط خود قرار داد ؛ در عين حال كه اين مكتب روز به روز در حال رواج و رونق بود ، زمينهء مناسبى نيز براى تدوين بعضى جوامع حديثى مانند كتاب بحار الأنوار به وجود آمد ، و علىرغم اوج افكار اخبارىگرى ، علم اصول به كلى از بين نرفت بلكه كتابهاى اصولى بسيارى نيز منتشر شد .
به دنبال اين بحث هم اشارهاى به شكست نهضت اخبارىگرى مىكند و بلافاصله بحث را به اصل خود برگردانده و در توضيح ششمين دورهء تطوّر و تاريخ علم اصول ،
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٥٠