مقدّم داشت ؟
از خصوصيات اين رساله در توضيح و تفصيل اين چهارده مرحله و از مواضعى كه بر آن تأكيد فراوان نموده ، استفاده حداكثرى از زبان ساده و روان در طرح مباحث پيچيدهء اصولى است ، علم اصول بيش و كم زبان انتزاعى ، فنّى و آكنده از اصطلاحات است كه در مواقع متعدّدى فهم ديدگاهها را ناممكن و يا دشوار مىسازد ، سعى نگارنده در استفاده از زبان ساده و رسا بوده ، امّا از به كار بردن اصطلاحات رايج نيز گريزى نبوده است .
قبل از ورود به بحث و توضيح اين چهارده فصل ، نخست چند مطلب مرتبط و مهم را براى آمادگى ذهن و ملموس بودن بحث ارائه نموده است ، از جمله اين كه آخوند خراسانى و محقّق نائينى در تاريخ علم اصول از چه جايگاهى برخوردار بودند . وى در توضيح اين مطلب ، آخوند را در علم اصول صاحب مكتب ، نوآورى و داراى ديدگاه مؤثّر ، و مرحوم نائينى را نيز در مواضع متعدّدى منتقد مشرب اصولى آخوند معرّفى مىكند ، و بر اين عقيده است كه آخوند را مىتوان از احياگران علم اصول در دورهء متأخّر دانست كه على رغم ظهور و رواج اخبارىگرى توانست در تداوم جهاد علمى بعضى بزرگان ، پايهها و مبانى علم اصول را تحكيم كند . و نيز به اين مطلب اذعان دارد كه جايگاه و منزلت اين دو شخصيت بزرگوار مىطلبد كه در علم اصول حتماً از دو بحث اساسى نگذريم :
يك . اهميت و نقش علم اصول در استنباط احكام شرعى .
دو . تحوّل تاريخى علم اصول .
نگارنده پس از اشاره به جايگاه و مرتبه و مقام اين دو شخصيت عظيم علمى ، به بررسى نقش اصول در استنباط احكام پرداخته و نقش آن را در برنامههاى آموزشى و پژوهشى حوزههاى علميه از جايگاه بسيار والايى برخوردار دانسته است .
وى معتقد است مقدار زمانى را كه فرهيختگان در حوزه و دانشگاه صرف تحقيق
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 447
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٤٧