فصل هشتم كتاب ، با اين نقل قول آغاز مىشود :
« مرحوم شيخ آقابزرگ تهرانى گفتند : در محضر آخوند خراسانى سخن از حكومت حقهء اسلاميه و حكومت موسوم به مشروعه شد و ايشان اظهار داشتند : . . .
اوّل لازم است نگاهى به خودمان بيندازيم و شرايط خود را در نظر بگيريم و ادّعاى منصبى نكنيم كه بعد معلوم شود فاقد ويژگىهاى لازم براى آن هستيم و مچمان باز شود » . « 1 » سپس ويژگىهاى ضرورى را براى كسانى كه در رأس حكومت شرعى قرار مىگيرند ، برمىشمرند ؛ به اين شرح :
1 . سادهزيستى ؛
2 . قبول حقّ نظارت مردم بر عملكردها و پذيرفتن اعتراضها و انتقادها و برخورد ملاطفتآميز با مخالفان ؛
3 . حقوق برابر براى همهء مردم ؛
4 . عدم استفاده از اموال عمومى بدون اذن و اجازهء مردم ؛
5 . مبارزهء جدّى و اصولى با فقر ، زيرا حكومت دينى با فقر جمع نمىشود ؛
6 . پرهيز از پنهانكارى ؛
7 . اهتمام به مشاوره و مشورتپذيرى ؛
8 . پاسخگويى ؛
9 . جلوگيرى از سوءاستفادهء بستگان نسبى و فكرى .
به گفتهء آقابزرگ ، مرحوم آخوند در جلساتى متعدّدى در بارهء هريك از اين اصول و ويژگىها بهتفصيل سخن گفته است . سپس پارهاى از اين گفتگوها نقل و شرح مىشود كه بسيار ديدهگشا است و نشان از تيزهوشى و آيندهنگرى مرحوم آخوند دارد . « 2 »
نويسنده ، پس از اين فصل ، فصل نهم را به نراقى و ديدگاههاى او اختصاص
هامش
( 1 ) . همان ، ص 171
( 2 ) . تا صفحهء 238 به همين موضوع اختصاص دارد و مشحون از آيات و روايات و قطعات تاريخى و تجربههاى شخصى آخوند است