از همين رهگذر ، اعتراضات آخوند را به سكوت مشروعهطلبان در برابر قتل عام مسلمانان سنّى به دست روسها ياد مىكند . در بخشهايى ديگرى از كتاب نيز ، مدّعاى مشروعهطلبان را در تناقض با رفتارشان مىخواند ؛ از جمله سكوت آنان را در برابر وابستگى روزافزون محمّد على شاه به روسها نشانهء ماهيت سياسى اين جريان مىداند . به سخن ديگر ، آخوند و آقابزرگ تهرانى ، انگيزهء مشروعهطلبان را چندان شفاف نمىديدند و براى اين انديشهء خود نمونههاى بسيارى را از حوادث آن روزگار مىآورند .
فصلهاى پنج و شش ، به اضافهء فصل دوازدهم كتاب ، مجموعهء گرانقدرى از نصوص و اطلاعات تاريخى ، در بارهء سياست جامعهء دينى در مواجهه با مخالفان عقيدتى و سياسى است . در اين صفحات ، نمونههاى فراوانى از گفتار پيشوايان و رفتار دانشمندان سلف در تأييد همزيستى مسالمتآميز و حقوق دگرانديشان ذكر مىشود كه بسيارى از آنها برگرفته از شنيدههاى استاد ثبوّت از مرحوم آقابزرگ تهرانى ، و ايشان از مرحوم آخوند خراسانى است .
قدرتهاى خارجى
به گفتهء نويسنده ، آخوند خراسانى با دخالت بيگانگان در امور ايران به شدّت مقابله مىكرد و در اندرزنامهاى كه در آغاز سلطنت محمّد على شاه براى او نوشت ، تأكيد كرد كه از هرگونه مداخلهء اجانب در امور داخلى كشور جلوگيرى و راههاى نفوذ آنها را سد كند . « 1 »
سپس پارههايى از مكاتبات آخوند با سفراى خارجى و خطاب به سران دولتهاى بزرگ كه حاوى نهى ايشان از دخالت در امور ايران است ، درج شده است . استاد ثبوّت ، در ذيل هر يك از اين نامهها ، توضيح كوتاهى در بارهء محتوا و شأن صدور آنها مىدهد و در پايان از ادبيات محترمانه و نرم و انسانى آخوند در گفتگو با مخالفان دفاع مىكند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ديدگاههاى آخوند خراسانى و شاگردانش ، ص 165
( 2 ) . همان ، ص 170 . به واقع از عبارات آخوند در اين نامهها ، مىتوان ادبيات سياسى ايشان را كه سراسر ادب و هوشمندى و مهار هيجانهاى خام است ، دريافت