مورد عدم شناخت آخوند نسبت به مشروطه ، خود او به صورت گويا و واضح مىگويد : « در مقام فحص از خصوصيات آن [ مشروطيّت ] برآمديم . بعد از كمال تأمّل ديديم مبانى و اصول صحيحهء آن ، از شرع قويم اسلام مأخوذ است . . . و مجلس شوراى ملّى ، مفتاح تربيت و ترقّياتى است كه ساير ملل نايل و ما خود را محروم داشته بوديم » . « 1 » حتى او بر خلاف مشروعهخواهان ، آن قدر به قرابت مشروطيّت با شريعت ايمان داشت كه آن را از « القائات غيبيه » دانسته كه با « عدم سبق مادّى و مقدّمات ، من حيث لا يحتسب عنايت شده » . « 2 » چه كسى باور مىكند كه يك مرجع بزرگ اصولى ، امرى مبهم و ناشناخته را از « القائات غيبيه » بداند كه حمايت از آن ، در حكم نبرد در ركاب امام زمان است ؟ امّا در مورد اين كه از آخوند دستنوشتهاى بر جاى نماند تا از آن مبانى تفكّرات سياسى او بر ما روشن شود ، بايد گفت كه درست است كه آخوند از خود متنى سياسى بر جاى نگذارده است ؛ امّا محقّق تاريخ مشروطه ، به تعداد بىشمارى از تلگرافها ، نامهها ، اعلاميهها و پيامهاى آخوند دسترسى دارد كه او به صراحت و بدون ابهام نظرات خود را مبنى بر اعتماد به جمهوريت و پارلمانتاريسم بيان كرده است كه نه تنها ارزشش از يك متن سياسى كمتر نيست ، بلكه به دليل مختصر و موجز بودنش ، صريح و بىپرده است . آخوند ، حتى متن فقهى كم حجمى كه حاشيهاى بر مكاسب شيخ مرتضى انصارى است ، دارد كه حاوى نظرات بديع و بىنظيرى است . « 3 » بنا بر اين ، ادّعاى نبود دستنوشتههاى سياسى آخوند نمىتواند منطبق با واقعيت باشد . « 4 »
يكى ديگر از مدّعيات خلاف واقع ، پشيمانى و دست كشيدن آخوند از حمايت از
هامش
( 1 ) . همان ، ص 206
( 2 ) . همان جا
( 3 ) . حاشية كتاب المكاسب شيخ انصارى ، آخوند خراسانى ، به كوشش : سيّد مهدى شمس الدين ، تهران ، وزارت ارشاد اسلامى ، 1406 ق
( 4 ) . براى بحث بيشتر ر . ك : « انديشهء سياسى آخوند خراسانى » محسن كديور ؛ « مبانى فقهى مشروطهخواهى از ديدگاه آخوند خراسانى » ، داوود فيرحى ، مجموعه مقالات همايش بررسى مبانى فكرى و اجتماعى مشروطيّت ايران ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1384