بوده است . او در اوج مبارزات مشروطهخواهى ، در يكى از تلگرافهايش به صراحت اعلام كرد : « بيان موجز تكليف فعلى عامّهء مسلمين را بيان مىكنيم كه :
موضوعات عرفيه و امور حسبيه در زمان غيبت ، به عقلاى مسلمين و ثقات مؤمنان مفوّض است و مصداق بارز آن همان دار الشوراى كبرى [ مجلس ] بوده » . « 1 » و اين درست همان مطلبى است كه روحانيان مشروعهخواه به شدّت با آن مخالف بودهاند و مخالفتشان هم بر مبنا و اساس آن بوده است . چگونه ممكن است كه مرجع كلّ شيعيان جهان ، فتوا دهد كه « بذل جهد در استحكام و استقرار مشروطيّت ، به منزلهء جهاد در ركاب امام زمان - ارواحنا فداه - . . . است » . « 2 » و ما به سادگى تحليل كنيم كه او تحت تأثير اطرافيان ، چنين فتواى بديع و مهمّى صادر كرده است . در ضمن ، چگونه ميرزاى شيرازى ، نزديك به دو دهه پيش از مشروطه ، على رغم « بُعد مكانى » توانست درست تشخيص دهد و فتواى تاريخى خويش را داير بر تحريم استعمال توتون و تنباكو صادر كند و شاگرد همطرازش نتوانست ؟
در مصاحبهاى ديگر ، بر خلاف واقعيات تاريخى ادّعا شده است كه « آن جور كه ما مطالعه كرديم و اسنادى كه در دست داريم ، آن طور كه شيخ فضل اللَّه ، مشروطه را مىشناخت ، نه نايينى به آن رسيده بود ، نه آخوند رسيده بود » ( ص 462 ) . و يا اين كه « تفكّرات مشروطه و دخالت آخوند ، متأثّر از نايينى است نه خود آخوند . از آخوند هيچ دست نوشتهاى باقى نمانده كه بفهميم اطلاعات سياسى و مطالعات او چه نظرى داشت . ما دو جا فكر ايشان را داريم . يكى اشاره ايشان به شيخ اسماعيل محلاتى كه رسالهاى در اين ارتباط نوشته و يكى اشاره ايشان به نايينى كه در ارتباط با مشروطه تنبيه الامة را نوشته است . . . [ آخوند ] اصلًا مشروطه را نمىشناخته » ( ص 455 ) . در
هامش
( 1 ) . برگى از تاريخ معاصر : حياة الاسلام فى أحوال آية الملك العلّام ، آقا نجفى قوچانى ، به كوشش : ر . ع : شاكرى ، نشر هفت ، 1378 ، ص 63
( 2 ) . سياستنامهء خراسانى ( قطعات سياسى در آثار آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى ، صاحب كفايه ) ، به كوشش : محسن كديور ، تهران ، كوير ، 1385 ، ص 218