تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
صادر كرد . « 1 » در حالى كه آخوند براى اعادهء مشروطه به اين‌گونه تلاش مىكرد ، همتاى مجتهد او از سوى ديگر براى جلوگيرى از اعادهء آن ، فتواى حرمتش را صادر مىكرد : « شنيده شده از تمام بلاد ، عود فتنه خاموش شده را از درگاه اعلىحضرت همايونى خواسته‌اند ، لذا به تمام بلاد اعلام مىشود كه علماى اعلام و حجج اسلام و متديّنين ، هيچ راضى نيستند كه فتنهء خاموش شده ، عود كند و مشروطه موهومه ، اسباب خيالات اشرار گردد . لذا به تمام بلاد اعلام مىداريم كه خواهش نمودن اين امر ، حرام است » . « 2 » بدين ترتيب ، دو دستگىاى ميان علما و مردم نجف بروز كرد كه موجب جدا شدن بخشى از طلّاب و علما از حاميان مشروطيّت گرديد . عمده‌ترين حاميان سيّد كاظم ، ايل‌هاى عرب شيعى اطراف نجف و كربلا بودند كه « هر روز به شيوهء عرب هوسه مىكردند و شعرهايى در دشنام به مشروطه مىخواندند » . « 3 » اين دو دستگى شيعيان نجف حتى در مقاطعى موجب مىشد كه شخص آخوند و سيّد كاظم كه غالباً در عرصهء عمومى با احترام از يك‌ديگر ياد مىكردند نيز به طور مستقيم در برابر هم قرار گيرند . « ديگر در باب نزاع نجف گفتگو شد كه عرب عنيزه ، از جناب حاج سيّد كاظم حمايت كرده است و جناب آخوند ملا محمّد كاظم ، تشريف برده‌اند به كربلا » . « 4 » از گزارش‌هاى روزانه عين السلطنه هم استنباط مىشود كه « دو تيره » شدن علماى نجف ، بحث داغ مجالس و محافل تهران بوده است . وى حتى نوشته است : « خواستند سيّد را خارج كنند ، به كوفه هم رفت ؛ امّا اعراب بدوى آقا را مجدّداً به نجف آوردند و حاضر جنگ شدند . شب هم در خانهء آخوند را آتش زدند . صبح گفتند اعراب كرده‌اند امّا اينها منكر شدند كه كسان آخوند براى اتّهام ما اين كار را كردند » . « 5 » هم‌چنين احتمال داده شده است كه دست دولت عثمانى نيز در اين مخالفت‌خوانى سيّد كاظم عليه
هامش
( 1 ) . روزنامهء حبل المتين ، ش 17 ( 14 شوال 1326 ) ، ص 1 ( 2 ) . همان ، ش 20 ( 5 ذى قعدهء 1326 ) ، ص 6 ( 3 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 399 ( 4 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ص 317 ( 5 ) . روزنامهء خاطرات ، ج 3 ، ص 2327