تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
به سبب مخالفت سيّد كاظم با مشروطيّت ، وى در ميان مشروطه‌طلبان ، چهره‌اى در خور جايگاه خويش نداشت و بعد از مشروطه نيز همواره از او به بدى ياد شده است . ملك‌زاده او را « رياكارى بىنظير » مىداند كه بيش از هر كس نسبت به مشروطه و مشروطه‌طلبان اظهار تنفّر مىكرد . « 1 » وى هم‌چنين بر اين باور است كه يزدى از طرف دولت عثمانى حمايت مىشد و پول زيادى از سوى محمّد على شاه براى وى ارسال مىشد . « 2 » كسروى نيز معتقد است كه يزدى در برابر آخوند ، « دشمنى با مشروطه را يك راهى براى پيش افتادن خود مىدانست . . . و جز سود خود نمىجست و جز در پى دستگاه آيت اللهى نمىبود و توده و كشور و اين‌گونه چيزها در نزد او ارج نمىداشت » . « 3 » البته آخوند نيز در ميان مخالفان مشروطه همين جايگاه را داشت . امّا بديهى است كه در واقع با توجّه به شخصيت و جايگاه مذهبى آخوند و سيّد كاظم ، مىبايست با احتياط و تعمّق بسيار در اين باره گفتگو كرد و رواج چنين ديدگاه‌هايى در بارهء اين دو مرجع بلندپايه را بايد معلول پافشارى هر يك از اين دو مجتهد بر مواضع خويش و عصبانيت شديد گروه مقابل ايشان از اين امر دانست .

استبداد صغير : تداوم تقابل

با به توپ بسته شدن مجلس اوّل ، در 23 جمادى الاوّل 1326 ق ، دوران استبداد صغير و دور تازه‌اى از تعارضات علما آغاز شد . آخوند در طول اين دوره ، با ارسال تلگراف‌هاى متعدّد به محمّد على شاه ، قصد داشت به صورت مسالمت‌آميز او را وادارد تا مشروطه را اعاده كند . « 4 » ولى پس از نااميدى از اين كار ، حكم تاريخى خود را مبنى بر وجوب جهاد با آن « سفّاك جبّار » و حرمت « دادن ماليات به گماشتگان او »
هامش
( 1 ) . تاريخ مشروطيّت ايران ، ج 3 ، ص 512 ( 2 ) . همان جا ؛ حيات يحيى ، ج 3 ، ص 32 ( 3 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 397 ( 4 ) . روزنامهء خاطرات ، ص 226 ؛ واقعات اتّفاقية در روزگار ، ج 1 ، ص 223 ؛ تاريخ مشروطيّت ايران ، ج 4 ، ص 839
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 351 | مهدى مهريزى وهادى ربانى