مشروطه در ميان بود كه از رسيدن مشروطهء ايران به خاك عثمانى بيم داشت . « 1 »
همزمان با بسيج همهء نيروهاى مشروطهطلب براى مبارزه با شاه ، آخوند كه به هيچ راهى نتوانست محمّد على شاه را به تمكين از قوانين مشروطه وادارد ، تصميم گرفت كه خود شخصاً « به عزم جهاد و دفاع و بيرون نمودن روس و سركوبى محمّد على ميرزا » راهى ايران گردد . به همين دليل ، فرمان جهاد داد و خود و همراهانش به سوى بغداد و كاظمين حركت كردند . « 2 » در همين هنگام ، خبر فتح تهران توسّط مجاهدين ، در 24 جمادى الثانى 1327 ق ، رسيد و آخوند از حركت منصرف گرديد . « 3 » روز 27 جمادى الثانى ، محمّد على شاه از سلطنت خلع و فرزند خردسالش احمد ميرزا به جاى او منصوب شد .
آن چه بيش از همه در اين برهه موجب دلزدگى و بيزارى سيّد كاظم از مشروطهخواهان شد ، اعدام شتابزدهء شيخ فضل اللَّه نورى تنها چند روز پس از فتح تهران بود ، آن هم به استناد حكم افسادى كه از سوى آخوند براى او صادر شده بود . « 4 » البته نبايد اقدامات افراطى برخى از مشروطهخواهان را در موضعگيرى سيّد كاظم عليه مشروطيّت ناديده گرفت . اينگونه اقدامات به گونهاى بود كه حتى واكنش آخوند به عنوان رهبر روحانى انقلاب را نيز در پى داشت . وى در تلگرافى به ناصر الملك نايب السلطنه ، به وى ياد آور شد كه مبارزهء او با استبداد سياسىِ محمّد على شاه ، براى « حفظ دين و احياى وطن اسلامى و آبادى مملكت و ترقّى ملّت » بود نه « از براى آن كه به جاى اشخاص آن ادارهء استبداديه كه هر چه بود باز لفظ دين و مذهب بر زبان داشت ، يك ادارهء استبداديه ديگرى از موادّ فاسدهء مملكت به اسم مشروطيّت يا طرفدارى كاركنان و نحو ذلك همدست شوند . . . و در عوضِ اجراى تمدّن اسلامى
هامش
( 1 ) . همان جا ؛ تاريخ انقلاب مشروطيّت ايران ، ج 3 ، ص 512
( 2 ) . سياحت شرق ، ص 467
( 3 ) . طلوع مشروطيّت ، ص 100 به بعد
( 4 ) . تاريخ انقلاب مشروطيّت ايران ، ج 6 ، ص 167