منحصر به فرد برداشت و تلقّى آنان از نصوص دينى است . شرايط تاريخى به سهم خود تعيينكنندهء نوع رفتار سياسى است كه يك عالم و فقيه بدان مبادرت مىورزد و از دخالت مستقيم و آشكار در امور سياسى ، مانند ملا احمد نراقى ، تا سكوت و عزلت محض در برابر سياست ، مانند شيخ مرتضى انصارى ، « 1 » را شامل مىشود . برداشت و تلقّى ويژهء يك فقيه از نصوص دينى - كه منبع اصلى پيدايش نظريات فقهى و سياسى گوناگون است - نيز منجر به شكلگيرى رأى و نظريهء فقهى - سياسى خاص مىشود و از آن جا كه لامحاله در مقاطع زمانى و مكانى گوناگون ، با شرايط تاريخى متفاوتى روبهرو هستيم و همچنين به دليل اين كه به تعداد فقها و مجتهدان ، اجتهادها و برداشتهاى متعدّد و گاه متضادّى از اصول و نصوص دينى خواهيم داشت و نيز با تأكيد بر اين كه روايات و احاديث وارد شده در مورد امر حكومت و سياست خالى از ابهام و پيچيدگىهاى سردرگمكننده نيست ، بنا بر اين اين ، امرى بديهى خواهد بود كه ما هرگز در رَويههاى سياسى علما و فقهاى شيعه اشتراكى نخواهيم ديد . عامل اصلى بروز رفتارهاى سياسى گوناگون و حتى گاه متضاد از سوى آنان ، همين امر است .
در اين تحقيق كه بر اساس روش كتابخانهاى و به صورت مقايسهاى فراهم آمده است ، تلاش بر اين است كه رفتارهاى سياسى دو تن از علماى برجسته شيعه ، يعنى آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى ( صاحب كفايه ) و همنامش سيّد محمّد كاظم يزدى ( صاحب عروه ) ، به عنوان رهبران فكرى و پشتوانههاى تئوريك دو جريان اصلى دخيل در تحوّلات سياسى ايرانِ عصر انقلاب مشروطه ، مورد بررسى و مطالعه تطبيقى قرار گيرد .
هامش
( 1 ) . شيخ مرتضى انصارى ، به قدرى از امور عرفى و سياسى رويگردان بود كه به عنوان يك مرجع دينى حتى از اين كه بابيه را مرتد و بنا بر اين سزاوار مجازات اعلام كند ، اجتناب كرده بود و گفته بود : « من بر كنه حقايق اين طايفه و اسرار و سرائر مسائل الهيه اين فئه كما هى حقّها مطّلع نيستم » . ر . ك : دين و دولت در عصر قاجار ، ص 253