نيز آنها را مطالعه مىكرد . بنا بر اين ، از اهميّت آنها واقف بود .
ارتباط سيّد ابو الحسن با مرحوم سيّد ابو الحسن علوى طالقانى ، پدر آية اللَّه طالقانى ، كه روحانى روشنفكرى در تهران بود و مطالبى كه گهگاه از زبان آية اللَّه طالقانى در اين باره گفته شده ، حكايت از راه آمدن مرحوم سيّد ابو الحسن با جناحهاى مختلف فكرى دارد .
به نظر مىرسد اين خطّى است كه مىتوان آن را دنبال كرد و بر اساس آن چه در آغاز گفتيم ، بايد ريشهء برخى از اين مواضع را در ميان شاگردان ، ناشى از مواضع استادان دانست .
خليلى ، از بحث تكفير معروف رصافى در بغداد توسّط علماى سنّى ياد كرده و اين كه آنان به نجف هم آمدند تا فتواى تكفير او را از آقا سيّد ابو الحسن بگيرند . امّا سيّد وقتى مقالهء رصافى را در باب وحدت وجود خواند ، گفت : « با اين حرفها ، كسى تكفير نمىشود » . خيلىهاى ديگر هم ، چنين عقيدهاى داشتهاند و تكفير نشدهاند .
( هكذا عرفتهم ، ج 1 ، ص 106 ) . اين رصافى ، روشنفكر بسيار جرى بود كه از بغداد به استانبول رفت و متجدّد شد . كتاب المسألة العراقيه و شخصية محمّد او از كتابهايى است كه با همين ديدگاهها نوشته شده است .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٣٨