برجستهترين روحانى مخالف مشروطه بود . اين دو مجتهد همنام تقريباً هيچگونه اتّفاق نظرى در بارهء مشروطه نداشتند . اگر چه اختلاف اين دو عالم برجسته در سالهاى انقلاب مشروطه حلّ نشدنى به نظر مىرسيد ، ولى پيش آمدن ماجراى اولتيماتوم روسيه و در پى آن ورود « كفّار » به مرزهاى شمالى كشور ، موجب گرديد آن دو براى واكنش مناسب و همه جانبه به اشغالگران ، همگرايى بسيار بيشترى از خود نشان دهند و به صورت هماهنگ عليه اين اشغالگرى موضعى مشترك بگيرند . اين پژوهش بر آن است تا مواضع و رفتارهاى سياسى اين دو مجتهد بلند پايه را به صورت تطبيقى بررسى نمايد .
كليدواژهها : آخوند خراسانى ، سيّد كاظم يزدى ، مشروطه ، تقابل سياسى ، تعامل سياسى .
مقدّمه
بروز رفتارها و انديشههاى متفاوت سياسى ، از سوى همهء كسانى كه به سياست روى مىآورند امرى طبيعى و بديهى است . در اين مورد ، علما و مجتهدان بزرگ شيعه نيز مستثنى نيستند . تا پيش از عصر قاجار كه حكومتهاى ايرانى پيوندهاى گستردهاى با كشورهاى غربى نداشتند و ايرانيان هنوز با مفاهيم سياسى و اجتماعى مدرن چندان آشنا نبودند ، رهبران مذهبى شيعه مداخلهء قابل توجّهى در « سياست » نداشتند و اختلافات عملى و نظرى علما و مجتهدان شيعه عمدتاً در سطح بحثهاى فقهى قابل تشخيص بود كه آن هم اختلافات چالش برانگيزى نبود . امّا ماهيت پيچيدهء سياست مدرن و تحوّلات سياسى دو سدهء اخير ، موجب شد علما و مجتهدان شيعه كه به طور سنّتى رهبران فكرى و اجتماعى شيعيان محسوب مىشدهاند نيز براى حفظ و صيانت از كيان جامعهء اسلامى و اصول و مبانى شرع كه از آن به « بيضهء اسلام » ، تعبير مىنمودند در امور سياسى مداخله نمايند .
تعدّد و گوناگونى آشكارى كه در رفتارهاى سياسى علماى دو سدهء اخير به چشم مىخورد ، غالباً برخاسته از تنوّع آرا و انديشههاى فقهى و سياسى ايشان است . و همچنين اين تعدّد و تنوّع ، معلول دو عامل اساسى شرايط خاص تاريخى و نوع