تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
آن چه كه در ارتباط با مرجعيّت اهميت داشت ، اين بود كه ميرزاى شيرازى كوچك ، احتياطات خود را به سيّد ابو الحسن ارجاع داد . گفته‌اند كه ميرزا خيلى اهل احتياط بود ؛ يعنى در مسائل زيادى احتياط مىكرد و همين امر سبب شده بود كه مقلّدان وى در زحمت باشند . بنا بر اين ، وقتى احتياطات را به آقا سيّد ابو الحسن ارجاع مىداد ، معنايش آن بود كه مراجعان به آقا سيّد فراوان خواهند بود . كم كم نماز جماعت سيّد هم شلوغ و شلوغ‌تر شد . اين زمان ، دو مرجع عمده از عجم‌ها در نجف بود : نخست ، ميرزاى نائينى و ديگرى ، آقا سيّد ابو الحسن اصفهانى . از عرب‌ها نيز مرحوم شيخ محمّدحسين كاشف الغطاء شهرت داشت . گفته‌اند كه مردم‌دارى اصفهانى او را از نائينى و شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء پيش انداخت . به علاوه آقا سيّد ابو الحسن ، اهل « فنر » نبود . اين فنر ، چراغى بود كه جلوى علما مىگرفتند و نشانه‌اى براى عظمت و بزرگى بود ! آقا سيّد ابو الحسن ، اهل اين مسائل نبود و همين تواضع او را بزرگ‌تر مىكرد . نائينى و اصفهانى ، هر دو درگير تحوّلات عراق شدند ، امّا نه آن اندازه كه مشكل مهمّى پديد آيد . آنان با تحريم انتخابات عراق ، مجبور به ترك عراق شدند ، امّا به زودى برگشتند . اوضاع در ايران هم عوض شد و با بسته شدن دروازه‌هاى ايران به روى نجف در دورهء رضاشاه ، محدوديت‌هاى بيشترى براى مرجعيّت پيش آمد . در اين وقت ، درس و آقايى آقا سيّد ابو الحسن گرفت و كم كم مرجعيّت او فراگير شد و بعد از درگذشت ميرزا نائينى در سال 1315 ( 1355 ق ) ، مرجعيّت آقا سيّد ابو الحسن عمومى شد . اين زمان ، داستان‌هاى مشروطه فراموش شده بود ، امّا يك مشكل ديگر مطرح شد و آن موضع‌گيرى نسبت به اظهارات مرحوم سيّد محسن امين در لبنان و شام بود ؛ بحث قمه‌زنى و مسائلى بود كه به عنوان عزادارىهاى نامشروع مطرح شد . نائينى از قمه زنى دفاع كرد ، امّا سيّد ابو الحسن در كنار اصلاح‌طلبان شام قرار گرفت . در اين