تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
كرده بود تا ناظر بر مصوّبات باشد و اصل طراز اوّل را اجرا كند . سيّد ابو الحسن ، هفده سال در درس مرحوم آخوند شركت كرده بود و همهء دانش فقهى و اصولى خود را مديون او بود . بنا بر اين ، طبيعى بود كه در حزب وى قرار داشته باشد . آقا سيّد ابو الحسن تا سال‌ها پس از آن به بيت آخوند رفت و آمد داشت و گاه ساعاتى در بيت مرحوم ايشان مىنشست . حتى روز تشييع جنازهء فرزندش سيّد حسن ، بعد از اقامهء نماز بر او ، باز به خانهء آخوند رفت و بدون آن كه لحظه‌اى گريه و اظهار ناراحتى كند ، ساعتى نشست و سپس به خانه آمد ( هكذا عرفتهم ، ج 1 ، ص 1 ) . سيّد ابو الحسن اصفهانى كه سال‌ها بعد مرجع تقليد عام شد ، و حتى مرجعيّتش از مرحوم آخوند هم فراگيرتر بود ، در كنار افرادى چون ميرزاى نائينى ، ميرزا مهدى ( فرزند آخوند ) و شمارى ديگر قرار داشت و در وقايع مربوط به مقابله با تهديد روسيه ، در هيئت منتخبه علما در كاظميه قرار داشت . سيّد محمّد تقى شيرازى هم كه در سامرا بود ، در حمايت از اين جمع به كاظميه آمد . پس از درگذشت آخوند در آخرين روزهاى سال 1329 ، به تدريج مرجعيّت عام در اختيار سيّد محمّد كاظم يزدى و بعد از وى در اختيار محمّد تقى شيرازى بود . پديد آمدن مسائل جديد بخصوص در ارتباط با انگليس و اشغال عراق ، تا اندازه‌اى ماجراى مشروطه را به فراموشى سپرد . تاريخ هم نشان داد كه بر خلاف اتّهامى كه به سيّد محمّد كاظم يزدى مىزدند ، وقتى پاى منافع اسلام و شيعه در ميان باشد ( در جريان اشغال عراق توسّط انگليسىها در آغاز جنگ جهانى در سال 1332 / 1914 ) او مرد ميدان است . در اين باره ، اسناد به اندازهء كافى هست و كتاب پرحجم آقاى كامل سلمان الجبورى ، از مورّخان برجستهء معاصر عراق ، در بارهء مرحوم آقا سيّد محمّد كاظم يزدى ، شاهدى بر اين مدّعاست . به هر روى ، پس از درگذشت مرحوم يزدى در 28 رجب سال 1919 / 1337 ، آية اللَّه ميرزاى شيرازى كوچك ، رهبرى انقلاب را در دست گرفت و با درگذشت وى ، شيخ الشريعه اصفهانى به صحنه آمد كه البته چيزى به دست نيامد .