تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
مشروطه‌خواه و گروهى به عنوان مستبد معروف شدند . اين ماجرا ، تا به نهايت رفت ؛ به اين معنا كه آخوند خراسانى و عدّه‌اى ديگر جانب‌دارى كردند و سيّد محمّد كاظم ، جانب احتياط را گرفت . اكثريت در قالب يك موج ، آن هم در پيروى از استاد ، با گروه مشروطه‌خواه بود . اقليت نيز با سيّد كاظم يزدى بود كه به مرور و با شكست جريان مشروطه‌خواهى و فرونشستن موج و بخصوص پس از فوت آخوند و بعد هم قيام عراق عليه انگليسىها ، دوباره برآمد و مرجعيّتش گل كرد و تا حدودى اعادهء حيثيت شد . هرچند در اذهان برخى از مورّخان مشروطه‌خواه ، آن سابقه ماند و جسارت‌ها به وى ادامه يافت . در اين دسته‌بندىها ، گروهى از علما و فضلاى برجستهء نجف ، به دليل آن كه قريب دو دهه در درس مرحوم آخوند شركت كرده بودند و نيز علائق خاصّ خودشان ، در كنار آخوند قرار گرفتند . از نظر آخوند كه مشروطهء دوم را حاصل زحماتش مىديد ، وضعيت مطلوبى نداشت . در اين باره اسناد به اندازهء كافى هست . آن چه دوباره نجف را به حركت آورد ، اولتيماتوم روس‌ها در اواخر سال 1329 بود كه بار ديگر اين جناح را در نجف متّحد كرد . همه بسيج شدند تا به سوى ايران حركت كنند ! امّا مرگ ناگهانى آخوند ، همهء رشته‌ها را پنبه كرد . جعفر خليلى ( برادر عباس خليلى ) در هكذا عرفتهم ( ج 1 ، 100 ) نوشته است كه بعد از درگذشت آخوند ، آل آخوند با تمام وجود از آقا سيّد ابو الحسن اصفهانى حمايت مىكردند كه از شاگردان معروف و برجسته مرحوم آخوند در طول هفده سال بود . آن زمان ، آقا سيّد ابو الحسن ، يك امام جماعت و استادى مانند بسيارى ديگرى در حوزهء نجف بود . به نوشتهء وى ، آقا سيّد ابو الحسن حتى كمكى را كه آقا سيّد محمّد كاظم يزدى برايش فرستاد ، قبول نكرد ؛ شايد از آن روىكه تصوّر نشود از كسى كه با استادش درگير بوده ، پولى دريافت كرده است . اعتماد مرحوم آخوند به آقا سيّد ابو الحسن آن اندازه بود كه وى را كانديداى نمايندگى مراجع در مجلس شوراى ملّى