تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
در حوزهء كهن نجف بود ؛ آن هم ميان دو كاظم ، يكى ، محمّد كاظم خراسانى ( م 1329 ق ) و ديگرى ، سيّد محمّد كاظم يزدى . نخستين آن دو ، جانب‌دار مشروطه بود و تا زمانى كه به خاطر مسائل پس از مشروطهء دوم در برخى از جنبه‌هاى آن ترديد نكرد ، يك‌پارچه از آن حمايت مىكرد . امّا دومى ، محتاط بود ؛ ضمن آن كه موضع‌گيرى صريح نمىكرد ، امّا حسّ عمومى چنين بود كه ميانه‌اى با مشروطه ندارد . رهبرى اين دو كاظم ، سبب پديد آمدن دو گرايش به عنوان مستبد و مشروطه‌خواه در نجف شد . آثار اين اختلاف براى حوزهء نجف ، بسيار سنگين بود و تا سال‌ها ادامه داشت . اين در حالى بود كه هر دوى آن بزرگواران از بزرگ‌ترين مجتهدان عصر اخير شيعه بوده و علاوه بر آثار علمى ، و برجسته‌تر از همه كفايه و عروة الوثقى كه اهل فهم بر اهميت آن دو كتاب واقف هستند ، هر كدام صدها شاگرد تربيت كردند . ماجراى سياسى شدن حوزهء نجف ، بلكه به عبارتى حوزهء سامرا ، از تحريم تنباكو شروع شده بود . عقيده بر آن است كه در آن ماجرا ، مكتب خاصى به نام مكتب سامرا شكل گرفت و آثارش بعدها در تربيت شمارى از روحانيان سياسى ظاهر شد . براى مثال در شيراز ، آقا عبد الحسين لارى ، متعلّق به مكتب سامرا دانسته شده است ، چنان كه شيخ فضل‌اللَّه نورى ( م 1327 ق ) نيز متعلّق به همين مكتب است . ميرزاى نائينى ( م 1355 ق ) هم از تربيت شدگان مكتب سامرا بود . نائينى به جز اين كه خيلى مشروطه‌خواه بود و رسالهء تنبيه الامّة را نوشت ، در پشت صحنهء موضع‌گيرى مراجع ثلاث نجف در حمايت آن هم از قيام تبريز و مشروطه ، نقش مهمّى داشت . ظنّ قوى بر آن است كه وى بيانيه‌هاى علماى ثلاث مشروطه‌خواه ( خراسانى ، مازندرانى و ميرزا حسين ) را مىنوشت ، هرچند در نجف كسان ديگرى هم بودند كه چنين قدرتى داشتند . به هر روى ، ميراث مكتب سامرا به نجف رسيد و در مشروطه ظاهر شد ، امّا به دليل اختلاف نظرهايى كه در بارهء ماهيت و لوازم مشروطه پيش آمد و در قالب اصطلاح‌سازىهاى جديد كه ناشى از گفتمان حاكم بر مشروطه بود ، گروهى به عنوان