مشروطهخواهان ، و از روى عدم تمييز اين دو امر از همديگر ، به وادى مخالفت افتادند . على كلّ حال ، مادامى كه ادارهء استبداديهء سابقه طرف بود ، اين اختلاف مقصد به روزى نداشت . پس از انهدام آن ادارهء ملعونه ، تباين مقصد علنى شد . ماها ايستاديم كه اساس را صحيح و شالوده را بر قوايم مذهبى كه ابد الدهر خللناپذير است استوار داريم . آنها هم در مقام تحصيل مراودات خودشان ، به تمام قوا برآمدند . هر چه التماس كرديم كه ان لم يكنلكم دين و كنتم لاتخافون المعاد ، براى حفظ دنياى خودتان هم اگر واقعاً مشروطهخواه و وطنخواهيد ، مشروطيّت ايران جز بر اساس قويم مذهبى ممكن نيست ، استوار و پايدار بماند ، به خرج نرفت . وجود قشون همسايه را هم در مملكت ، اسباب كار خود دانسته ، اسباب بقا را فراهم و به كمال سرعت و فعاليت در مقام اجراى مقاصد خود بر آمدند . دوم اين كه چون مانع از پيشرفت مقاصدشان را فى الحقيقه ما دو نفر ، يعنى حضرت حجّة الاسلام آقاى آية اللَّه خراسانى - دام ظلّه - و حقير منحصر دانستند ، از انجمن سرّى طهران ، بعض مطالب ، طبع و نشر شد و جلوگيرى كرديم . لهذا انجمن سرّى مذكور كه مركز و به همهء بلاد شعبه دارد و بهائيه - لعنهم اللَّه - هم محقّقاً در آن انجمن عضويت دارند . و هكذا ارامنه و يك دستهء ديگر ، مسلمانصورتان غيرمقيّد به احكام اسلام كه از مسلك فاسدهء فرنگيان تقليد كردهاند هم داخل هستند » .
دقّت در مفاد نامه مىرساند كه آيات مشروطهخواه نجف نسبت به نفوذ مواد فاسده مملكت در مشروطهء اوّل اطلاع داشتند ، امّا رويارويى با استبداد ، آنها را از تفكيك صفوف باز مىداشت . در حالى كه مؤمنان خالىالغرض كه به احتمال زياد منظور علماى مشروطه خواه هستند ، مخالف اين همراهى بودند . تا اين كه در مشروطهء دوم ، درگيرى جدّى بين علماى مشروطهخواه و غربگرايان درگرفت كه نتيجهء آن همان سرنوشتى بود كه مرحوم حاج شيخ فضل اللَّه نورى دچار آن شد ؛ مرگ خونين سيّد عبد اللَّه بهبهانى ، انزواى دردناك سيّد محمّد طباطبايى ، مرگ مشكوك آخوند خراسانى و شكلگيرى استبدادى بدتر از استبداد محمّد على شاهى .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٣٠