بعد از استقرار مشروطيّت ، شيخ چنين نقشى را نداشت .
مرحوم آخوند در برابر شيخِ فقيه نايستاد و حكم به تبعيدش نداد ، بلكه جلوى شيخِ سياستمدار ايستاد . آخوند با آراى فقهى شيخ فضلاللَّه كارى نداشت ، با سنگاندازىهاى او در مشروطه و همراهى با محمّد على شاه مخالفت مىكرد و تلگراف مىزد و فتوا مىداد . اصلًا شيخ فضلاللَّه نورى را بگذريم . نظر آخوند در بارهء ملا قربان على زنجانى را چگونه تفسير مىكنيد ؟
مىخواستند همچون شيخ فضل اللَّه نورى ، ملا قربان على زنجانى را هم اعدام كنند . مرحوم آخوند مطّلع شد و استخاره كرد ، خوب آمد ، به دولت مشروطه دستور داد كه ملا قربان على را با احترام به عتبات بفرستند .
امّا پيش از اين ، مرحوم آخوند ، در بارهء ملا قربان على گفته بودند : « كثرت سن و عدم معاشرت و عالم نبودن جناب آخوند ملا قربان على زنجانى به مصالح و مفاسد مملكت ، و اجتماع اشرار و مفسدان وطنفروش در اطراف ايشان ، موجب اغتشاش مملكت و اختلال اساس و مداخلهء اجانب و اعلام اسلام است . و تفوّق تمام مفسدان كه دور ايشان را گرفتهاند ، بر اولياى دولت و قاطبهء مسلمين واجب فورى و اتباع احكام و آراى منصوبه به ايشان مطلقاً حرام است و اعتنا به آنها دشمنى به دين اسلام است » .
در اين جا هم نسبت به خود ملا قربان على زنجانى طرد و نفىاى نشده است ؛ بلكه نسبت به افراد پيرامونى ايشان است .
به هر حال ، مرحوم آخوند نمىگذارد كه فقهاى مخالف مشروطه ، قدرتمند شوند و جلوى نفوذ آنان را مىگيرد .
مسلّم است . ولى نسبت به اعلام اين انديشهها ، در كلام آخوند جسارت يا طرد ديده نمىشود .
آيا شما قبول نداريد كه مرحوم آخوند ، با روشهاى مختلف مواضع پيشآمده از سوى فقهاى مخالف مشروطه را بر طرف مىكرد و اجازهء اين امر را به آنان نمىداد ؟
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣١٤