من در قصرهاى سلطنتى مشروع باشد و تعيين كنيد كه وجه اجاره را در چه مورد مصرف كنم .
مواردى كه شما در بارهء تساهل و تسامح و روى گشاده آخوند نسبت به مخالفان مشروطه مثال مىزنيد ، در حوزهء مسائل اخلاقى قابل بحث است و آن افراد به عنوان يك عالم دينى مخالف بودند و آن چنان نظراتشان از نفوذ در عرصهء سياسى برخوردار نبود ، امّا مرحوم آخوند در برابر افرادى همچون شيخ فضلاللَّه و ملا قربان على زنجانى روشى تند را اختيار كرده بودند ؛ چراكه نظرات آنان بر رشد و تثبيت مشروطه در عرصهء سياسى تأثير منفى مىگذاشت .
معلوم است كه اجازهء سنگاندازى در برابر مشروطه را نمىدادند ؛ همانطور كه اگر كسى در برابر شريعت مىايستاد ، ايشان سكوت نمىكردند . شيخ فضلاللَّه هم در حكومت نبود ، يك روحانى ، مجتهد و صاحب فتوا بود و مىتوانست رأىاش با مرحوم آخوند در مسائل فقهى مخالف باشد .
چرا اين گونه مىگوييد ؟ ! شيخ فضلاللَّه يك شخصيت منتفذ در عرصهء سياسى بود و بر محمّد على شاه تأثير مىگذاشت . فقط حكم فقهى نمىداد ، عمل سياسى مىكرد . آيا او در برابر آراى فقهى مرحوم آخوند در وجوب مشروطيّت سنگاندازى نمىكرد ؟ !
مسلّماً در برابر رأى شيخ مىايستاد ، امّا او را نفى نمىكرد . مرحوم آخوند بنا بر اجتهاد ، وظيفهء خود مىدانست كه بايد در راه مشروطيّت اقدام و قيام كند و از تمام پتانسيل خودش براى اجرايى شدن اين نظر ، استفاده كند . تا زمانى كه مخالفان مشروطيّت سنگاندازى نمىكردند ، از نظر مرحوم آخوند ، رأى آنان اشكالى نداشت .
امّا اگر بخواهند ، مشروطيّت را تخريب كنند ، آخوند بر اساس وظايف شرعى نمىتوانست سكوت كند و به آنان اجازهء اين اقدامات را بدهد .
شيخ كاملًا چنين نقشى را در مشروطيّت ايفا مىكرد و جلوى اجرايى شدن آراى آخوند را با نفوذ در ميان دربار مىگرفت .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣١٣